[ شرح ] غزل 52
بيت 1 : روزگارى است : مدتى است سودا : عشق بتان : جمع بت ، به استعاره زيبارخان غم اين كار : غم درد عشق
ناصحم گفت كه جز غم چه هنر دارد عشق * برو اى خواجهى عاقل هنرى بهتر از اين
بيت 2 : جان بين : حقيقت بين ديدهى جان بين : چشم باطن بين ، چشم روان بين جهانبين : ظاهربين براى ديدن تو چشمى لازم است كه بتواند جان را ببيند ، ديدار تو هرگز نصيب چشم دنيا بين من نمىشود .
بيت 3 : زيب فلك و زينت دهر : آرايش فلك و زيبايى دنيا اشك چو پروين : اشك مانند پروين . پروين يا ثريا ، مجموع چند ستارهى درخشان در آسمان است به شكل خوشهى انگور . كه شاعران لطافت و پاكى اشك را به پروين تشبيه مىكنند .
بيت 4 : مدحت : مدح و تحسين
بيت 5 : دولت فقر : مقام بىنيازى از خلق و نيازمندى به خدا ارزانى دار : مرحمت فرما كين كرامت : كه اين لطف و مرحمت سبب بزرگى و افتخار من است . همان گونه كه پيامبر ( ص ) فرمود : الفقر فخرى . تمكين : قدرت و توانايى
بيت 6 : واعظ : پنددهنده ، ناصح شحنه : پليس واعظ شحنهشناس : واعظ آشنا با پليس شهر - به خاطر آشنايى با پليس شهر آن قدر به خودت نناز ، زيرا خدا كه سلطان دو عالم است ، در دل شكستهى من جا دارد .
بيت 7 : كعبهى مقصود : قبلهى حاجات ، جايگاه محبوب مغيلان : خارهاى تيغدار طريق : مسير و راه
خداوند ! به اين كعبهى مقصود چه كسى دسترسى دارد كه خارهاى تيغدار مسيرش براى من مانند گل سرخ و گل نسرين لطيفاند .
بيت 8 : جرعهكش : كاسه ليس ، پس مانده خور
حافظ ! ديگر از جلال و عظمت خسرو پرويز ، پادشاه ساسانى داستانسرايى مكن . چرا كه خسرو پرويز برده محبوب است .
خسرو شيرين : به ايهام ، محبوب . در ضمن اشارهاى است به داستان عاشقانهى خسرو پرويز و معشوقهى او شيرين .
منظور از گل در اين بيت ، گل سرخ است و نسرين نيز گلى است زيبا از گونهى نرگس .