[ شرح ] غزل 45
بيت 1 : خالى از خلل : قابل اعتماد صراحى : تنگ شراب ، آوند سفينهى غزل : دفتر شعر
بيت 2 : جريده رو : سبكبار رو عافيت : رستگارى
سبكبار برو . با تعلقات دنيا بارت را سنگين مكن ، زيرا گذرگاه رستگارى تنگ و باريك و صعب العبور است . هر چه سبكبارتر باشى ، كمتر به دام بلا دچار مىشوى و راحتتر زندگى مىكنى . باده بنوش و خوش باش كه عمر رفته بر نمىگردد .
دلا راهت پر از خار و خَسَك بى * گذارت بر سر چرخ و فلك بى
گر از دستت بر آيه پوست از تن * برآور تا كه بارت كمترك بى
« بابا طاهر »
بيت 3 : ملول : مكدر ، ناراحت
بيت 4 : بىمحل است : بىارزش و بىاعتبار است .
چشم عقل ، گذرگاه پرآشوب جهان را نامطمئن و بىاعتبار مىبيند !
بيت 5 : طره : زلف ، گيسو سعد : مباركى نحس : شومى ، نامباركى « * » زهره : مطربه فلك ، دومين سيارهى منظومهى شمسى و ستارهى سعد است . زحل :
سيارهاى كه در احكام نجوم به نحسى مشهور است .
دست در گيسوى ماه رخسارى بكن و ديگر از افسانهى مباركى و نامباركى زهره و زحل سخن مگو .
بيت 6 : امل : آرزو
اجل نمىگذارد شخص به آرزوهايش برسد .
بيت 7 : حافظ آن قدر مست بادهى معرفت است كه هيچگاه هوشيار نخواهد شد .
هامش
* ستارهشناسان قديم ، سياره زهره را سعد ( خوشبختى ) و زحل را نحس ( بدبختى ) مىدانستهاند و عقيده بر اين بوده است كه هركس از روز اول تولد در آسمان ستارهاى دارد و خوشبختى و بدبختى او به مباركى و يا شومى ستارهاش مربوط مىشود .به منجم طالع بخت مرا از برج بيرون كن * كه من بدطالعم ترسم ز آهم آسمان سوزددر بيت :بگير طرهى مهچهرهاى و قصه مخوان * كه سعد و نحس ز تأثير زهره و زحل است« حافظ »
خواجه « سعد » و « نحس » كواكب را رد مىكند و معتقد است همه چيز به دست پروردگار تواناست .