پاسخ داد :
پدر و مادرم فدايت اما در اين يكى هنوز در قلبم ترديدى وجود دارد ، عباس فرمود : واى بر تو اسلام بياور ، پيش از آنكه گردنت زده شود ، اينجا بود كه ابو سفيان از روى اكراه اسلام آورد ولى در شك باقى ماند و ايمان در قلبش داخل نشد .
سخنان او بعد از اسلام آوردنش نيز ، به اين حقيقت اشعار دارد چرا كه او در روز شكست مسلمانان در « حنين » آنان را مورد سرزنش و شماتت قرار داد ، و هنگامى كه صداى ضربهاى كه بر پيكر بت ثقيف وارد شد شنيد گفت :
« واها لك ! ايهالك » اى واى ! اى واى ! » .
و در جنگ « يرموك » هنگامى كه ملاحظه كرد روميان بر مسلمانان غلبه كردند گفت :
« ايه بنى الاصفر » آفرين بر روميان ! .
در اينجا بود كه زبير گفت : خدا ابو سفيان را بكشد ، همچنان نفاق ، در درونش موجود است و نيز هنگامى كه از كنار قبر حمزة ابن عبد المطلب در عصر عثمان مىگذشت گفت :
« يا ابا عمارة ان الذى قاتلتمونا عليه بالامس اصبح فى ايدى غلماننا :
آنچه ديروز در باره آن با ما مبارزه داشتيد امروز در دست فرزندان ما است ! » .
و در مورد ديگرى گفت : « تلاقفوها يا بنى اميه تلاقف الكرة فو الذى يحلف به ابو سفيان ما من جنة و لا نار » :
اى فرزندان اميه خلافت را همچون توپ به يكديگر پاس دهيد ، سوگند به آنچه ابو سفيان به آن معتقد است نه بهشتى در كار است و نه دوزخى » و امثال اين جملهها از ابو سفيان در تاريخ ، فراوان نقل شده است .
2 - مراد از « يوم اسر اخوك »
: روزى كه برادرت اسير گشت . روز فتح مكه است ، كه يزيد ابن ابو سفيان با عدهاى از قريش از شهر خارج شده بودند تا مانع ورود مسلمانان به شهر مكه شوند ، كه عدهاى از آنها كشته و يزيد اسير گرديد و از آن