به جايش گماشت . ابو موسى بكوفه منتقل شد ، هنگامى كه مردم سعيد ابن عاص را از كوفه بيرون كردند از عثمان خواستند كه ابو موسى را والى كوفه قرار دهد و او چنين كرد وى همچنان تا هنگام جنك جمل از طرف امام نيز والى كوفه بود ، و چون مردم را از يارى امير مؤمنان باز مىداشت امام ( ع ) او را عزل نمود و بجاى او « قرظة ابن كعب » انصارى قرار داد .
( مصادر نهج البلاغه ج 3 ص 449 ) در باره ابو موسى نكات جالب ديگرى نيز آوردهايم كه مىتوانيد به جلد 2 صفحه 611 و در جريان « حكمين » جلد 1 صفحه 329 مراجعه فرمائيد .
( 499 . )
اين نامه را ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسة 1 ابن قتيبه - الامامة و السياسة - جلد 1 ص 70 جلد 1 ص 70 مختصر تر از اينجا نقل كرده است .
( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 ص 456 ج 3 ص 456 )
به چند نكته توجه كنيد .
1 - منظور از « مسلمكم »
ابو سفيان است وى يك شب پيش از فتح مكه به ظاهر مسلمان شد . « عباس » عموى پيامبر وى را نزد پيامبر آورد تا برايش امان بگيرد هنگامى كه ابو سفيان روياروى پيامبر قرار گرفت پيامبر به او فرمود :
« اى ابو سفيان ! وقت آن نرسيده كه گواهى دهى جز خداى يكتا پروردگارى نيست ؟ .
ابو سفيان پاسخ داد :
پدر و مادرم فدايت باد چقدر كريم ، بزرگوار و حليمى اگر جز اللّه خدائى مىبود همان روز بدر ، ما را بىنياز مىكرد .
پيامبر به او فرمود : آيا وقت آن نرسيده كه گواهى دهى من رسول خدايم ؟