را كه جنبهء توبيخ دارد امام به او بنويسد .
( 497 . )
مدارك اين نامه در ذيل خطبه 26 آمده . در آنجا ذكر شده كه : عدهاى از اصحاب امام از او خواستند نظرش را در بارهء كسانى كه پيش از وى زمام خلافت را در دست گرفتند اظهار كند .
اين در خواست وقتى بود كه مصر بدست عمرو عاص افتاده « و محمد بن ابو بكر » شهيد گشته بود .
امام ابتدا پاسخ داد آيا الان كه مصر از دست رفته و محمد بن ابو بكر كشته شده ، جاى اين پرسش است ؟ .
آن گاه فرمود من نامهاى را به شما مىدهم ، مطالعه فرمائيد پاسخ سؤالتان در آن خواهد بود سپس نامه را به آنها داد كه اكثر آنچه شريف رضى در اينجا آورده ، در آن آمده است .
اما اين كه اگر اين نامه را امام به مالك اشتر داده كه به اهل مصر برساند چگونه امام خود آن را در اختيار اصحاب قرار داده و چگونه در اختيار مورخان قرار گرفته ؟ از نوشته ابن ابى الحديد بر مىآيد كه پس از شهادت مالك آن را در اثاثيه - اش يافتهاند .
( و يا اين كه نسخهء ديگرى از آن بايگانى بوده كه در اختيار اصحاب گذاشته است ) .
( در اين باره به مصادر نهج البلاغه - مصادر نهج البلاغه - جلد 3 صفحه 447 جلد 3 صفحه 447 مراجعه فرمائيد )
( 498 . )
ابو موسى ، نامش عبد اللّه ابن قيس است در سال فتح خيبر اسلام اختيار كرد ، پيامبر او را والى « زبيد » و « عدن » قرار داد و بعدها عمر او را پس از عزل مغيرة بن شعبه والى بصره گردانيد .
عثمان نيز او را بر همين منصب ابقاء كرد و سپس بر كنار نموده ، ابن عامر را