تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الزائر — صفحة مقدمه 49

مساهمون:

صمقدمه ٤٩
سلطان حسين صفوى ، شاه اجازه نداد كسى از صوفيان - به رسم معمول - شمشير را زيب پيكر وى سازد ، و در عوض انجام آن را از شيخ الاسلام خواست . . . . شاه صفوى ، در مقام سپاس از اقدام علّامهء مجلسى ، اظهار داشت كه علّامه در عوض اين خدمت ، چه خواسته‌هايى دارد تا شاه آنها را برآورده سازد . علّامهء مجلسى سه خواسته را عنوان كرد : نخست ، منع شرابخوارى و شراب فروشى . دوم ، منع جنگ طوايف . سوم ، منع دسته جات كبوتر بازى . شاه نيز خواسته‌هاى مجلسى را پذيرفت و بلافاصله فرمان لازم را صادر كرد . در مورد خواستهء دوم و سوم مجلسى ، بايد اوضاع اجتماعى آن روز اصفهان ، و ديگر شهرهاى ايران را ملاحظه نمود . ظاهراً در آن عهد ، اشخاصى با ارتكاب اين اعمال ، موجب اذيّت و آزار شهروندان مىگشتند ، و استمرار جنگ طوايف هم پيامدهاى ناگوارى را از قبيل كشته و زخمى شدن عده‌اى بى گناه به دنبال داشت ، و اين دو مسأله از مسائل و مشكلات اجتماعى آن دوران محسوب مىشد ، و رفع اين منكرات جز با فرامين حكومتى امكان‌پذير نبود . و امّا درخواست نخستين او بسيار مورد توجّه و حائز اهميت است . به نظر مىرسد كه علّامهء مجلسى با تيزبينى و آينده نگرى اى كه داشت ، متوجّه انحطاط دولت مقتدر صفويه در آيندهء نه چندان دور شده بود . . . با توجه به شرايط نا مناسب اخلاقى حاكم بر دربار صفوى و نيز جامعهء آن روز ، مىتوان گفت كه علّامهء مجلسى ، از ابتداى تصدّى منصب شيخ الاسلامى ، در پى فرصتى بود كه فرمان منع شراب را از شاه صفوى بگيرد ، به گونه‌اى كه اين فرمان حكومتى ، شامل خود شاه و درباريان نيز بشود . با وجود احتمال آلوده شدن شاه جديد به باده نوشى و لزوم پيشگيرى از آن ، اظهار چنين خواسته‌اى براى اجراى يكى از