تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الزائر — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
پس چگونه شفا يابد از آن ، كسى كه به اين نوع آن را حرمت دارد ؛ و ليكن دلى كه در آن يقين نيست و سبك مىشمارد چيزى را كه صلاحش در آن است ، عمل خود را فاسد مىكند « 1 » . مؤلّف گويد كه : مشهور ميان علما آن است كه خوردن گل و خاك مطلقاً جايز نيست ، مگر خاك قبر امام حسين عليه السلام به قصد شفا ، بىقصد لذّت ، به قدر نخودى . و اگر به قدر عدسى زياده نخورند ، احوط است . و احوط آن است كه آن تربت را از موضعِ نزديك برداشته باشند ، و به دعاها و آداب منقوله برداشته باشند ، و در وقت خوردن به آداب و ادعيه منقوله بخورند ؛ چنانچه مذكور خواهد شد . و امّا خاك قبور ساير انبيا و ائمه عليهم السلام ، پس جايز نيست خوردن آنها . و اين دو حديث را حمل مىتوان كرد بر اينكه تبرّك جويند به آنها به غير خوردن ؛ مثل طلا كردن و مانند آن . و به سند معتبر از محمد بن مسلم منقول است كه گفت : رفتم به مدينه و بيمار شدم ، حضرت امام محمد باقر عليه السلام دوايى از براى من فرستاد كه غلامى آورد ، و دستمالى بر روى آن پوشيده بودند . غلام گفت كه : اين را بخور كه حضرت مرا امر كرده است كه نروم ، تا بياشامى اين دوا را . پس چون گرفتم و خوردم ، شربت سردى بود در نهايت خوش طعمى ، و بوى مشك از آن ساطع بود . پس غلام گفت كه : مولاى من مىفرمايد كه چون دوا را بخوردى بيا به نزد ما . من از اين قول تعجب كردم ؛ زيرا كه حالى داشتم پيشتر ، كه قدرت نداشتم بر برخاستن . پس چون آن شربت در جوف من قرار گرفت ، گويا از بندى رها شدم ؛ برخاستم و به در خانه آن حضرت آمدم و رخصت طلبيدم ، حضرت صدا زدند كه جسمت صحيح شده است ، داخل شو .
هامش
( 1 ) - كامل الزيارات : 280 ب 93 ح 5 ، بحارالانوار : 101 / 126 ح 32 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 3 / 42 ش 753 . .