و باز ، ايشان مىنويسد :
« كسى مرا به كوتاهى و سهلانگارى و كمى تتبع نسبت ندهد ، همانا من با كمبود كتابها و اسباب و نبود يار و ياور واقع شدم . در شهرى دور از همه چيز با تفرق بال و اختلال احوال و غم و اندوه بسيار و تغيير زمان و رواج بدعتها و گناهان و خراب شدن پايههاى دين [ اشاره به دوران حكومت رضا خان و مظالم آن ] تمام كوششم را و نهايت طاقتم را در راه به پايان رسانيدن اين هدف به كار گرفتهام » . « 1 »
وى در جاى جاى كتابش به انتقاد از وضعيت زمان خويش - دوران حكومت رضا خان - پرداخت و از روزگار معاصرش انتقاد كرد . از جمله مىنويسد :
« دزدان سقيفه ، احوال مسلمانان را سياه و حال اسلام را تباه گردانيدند و به اين كار زشت خويش ، ابواب جنگ و نزاع و ريختن خونها و تاراج مالها و از بين بردن آبروها را گشودند و آزادشدگان و طلقاء را بر سيد الوصيين مسلط كردند و حقوق حضرت فاطمهء زهرا را غصب و محسنش را سقط كردند و اين امر زشت و ناپسند ادامه يافت تا اينكه در زمان ما ، مسلمانان گروه گروه گشته و يكسره تمام شعاير اسلام را به يك سو افكنده و معالم دين را ترك كرده و سرگردان ماندهاند ؛ نه مسلمانند و نه مسيحى . آنان قوانين كفار را در خوراك و پوشاك و رفتار و كردارشان اخذ كرده و به آنان شبيه گرديدهاند و بر پيشوايان دين و علماى مسلمين - بلكه بر خدا و پيامبر و مذهب - طعن مىزنند و مسخره مىكنند ، تا زمانى كه خداوند به ظهور امام منتظر ، اين بلا را از امت دفع نمايد » . « 2 »
وى در راه تحصيل ، تدريس و گسترش علم كوشا و دائم به مطالعه مشغول بود .
او مىگفت :
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، 447 و ج 4 ، 87 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، 322 .