آيت اللّه بهاء الدينى هم به اين مطلب اشاره كردند كه :
« وى فقط با سادات و اهل علم خوب بود ، و با متنفذان هيچ خوب نبود ؛ به گونهاى كه هيچيك از آنان جرئت نداشتند براى او هديهاى بفرستند .
ميرزا اجازه نمىداد متنفذان در كارهاى او دخالت كنند » . « 1 »
جناب آقاى استادى ، به نقل از آيت اللّه بهاء الدينى ، سه ماجرا از ايشان را آورده است كه عبارتند از :
« گاهى توليت ، حاج سيد محمّد باقر مصباح ، براى علما يك مقدار انار مىفرستاد ، و از جمله براى ايشان فرستاد ، كه نپذيرفت . و شايد ، اين كار خوشايند توليت هم نبود ، اما ايشان اين قبيل چيزها را رد مىكرد كه مبادا در معرض كار خلاف قرار گيرد .
قبالههاى آن دوران بايد به مهر علما مىرسيد . نقل شده است كه قبالهاى كه در ارتباط با توليت بود ، نزد ايشان آوردند كه امضا كند . وى در آن حال ، مشغول غذا خوردن نان جو و دوغ بود . ايشان قباله را ملاحظه كرد و متوجه شد كه اشكالى دارد . فقيه بزرگوار رو به حامل ورقه كرد و فرمود : ما به اين نان و دوغ ساختهايم ، كه اينگونه قبالهها را امضا نكنيم » . « 2 »
همچنين نقل شده است :
« ايشان از پيازفروشى ، پياز مىخريد و مشغول سوا كردن و ريختن پياز در ظرف خود بود ، كه يكى از خانهاى قم - كه با ايشان آشنا بود - سوار اسب از آنجا مىگذشت . وقتى ديد خود آقا مشغول جدا كردن پياز است ، از اسب پياده شد و گفت : اجازه دهيد من اين كار را انجام دهم . ايشان فرمود : خودم انجام مىدهم .
و اين جمله را هم اضافه كرد : « هرچه دم كلفتتر باشد ، بدتر است » . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . استادى ، شرح حال آيت اللّه اراكى ، ص 70 .
( 3 ) . استادى ، شرح حال آيت اللّه اراكى ، ص 70 .