آيت اللّه بهاء الدينى بيان داشت :
« زهد و تقواى مرحوم آقا ميرزا ابو القاسم قمى ، نمونه بود . ايشان با تمام محبوبيت و نفوذى كه داشت ، فقط با سادات ، اهل علم و طبقهء ضعيف خوب بود و به آنان روى خوش نشان مىداد . وى زندگى كاملا درويشى و بىآلايشى داشت ، حتى خادمى نداشت كه به كارهاى بيرونى او برسد .
يكى از سادات كه ميرزا از سهم سادات به او كمك مىكرد گاهى در بيرونى ايشان چاى و غليانى درست مىكرد » . « 1 »
معظم له تمام كارهايش را خودش انجام مىداد . يكى از آقايان مىگفت :
« روزى آقا را ديدم كه با آن پيرى و كهولت سن ، كوزهاى در دست گرفته است و مىخواهد آب بياورد . جلو رفتم تا كوزه را از ايشان بگيرم و پر كنم . آقا فرمود : اگر اجازه دهيد ، ابو القاسم خودش اين كار را انجام دهد بيشتر ممنون مىشود . و نگذاشت تا من اين كار را انجام دهم » . « 2 »
معظم له به هنگام خريد نان ، گوشت و ميوه از بازار ، مقيد بود از افرادى كه او را نمىشناسند خريد كند . در وقت كشيدن ترازو ، وى پشت خود را به صاحب مغازه مىكرد تا از آقا خجالت نكشد و هرچه مىخواهد براى ايشان بگذارد . و اگر صاحب مغازه مىخواست جنس بهترى برايش بگذارد ، مىگفت : مگر من با ديگران چه فرقى دارم ؟ مگر خون ابو القاسم از ديگران رنگينتر است ؟ و از قبول آن خوددارى مىكرد .
او بر بهرهورى از وقت و رعايت نظم ، اصرار مىورزيد . هنگامى كه وى به نجف اشرف مشرف گشته بود و علما و طلاب به ديدنش مىآمدند ، معظم له به علت آنكه براى درس و بحث طلاب اهميت فراوان قائل بود و نمىخواست وقت آنان
هامش
( 1 ) . مجلهء حوزه ، شمارهء 16 .
( 2 ) . باقرى بيدهندى ، « آيت اللّه شيخ ابو القاسم كبير قمى » مجلهء نور علم ، سال 1366 ، شماره 22 ، ص 89 .