تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
انگليس در عراق ، به همراه آيات عظام : ميرزاى نائينى ، شيخ مهدى خالصى و سيد على شهرستانى به ايران تبعيد شدند و هشت ماه در آنجا اقامت كردند . با آنكه آقا شيخ ابو القاسم نماز باشكوهى داشت ، اما به احترام معظم له ، با تعطيلى نمازش همگان را به شركت در نماز آيت اللّه اصفهانى ترغيب كرد . البته ، پس از چندى آقا سيد ابو الحسن فرمود : من حكم مىكنم كه بايد نمازتان را ادامه دهيد . هرگاه وى دير به نماز مىآمد - كه گاه دير آمدنش هم عمدى بود - و مىديد كه مردم نماز را به جماعت و امامت شخص ديگرى مانند آيت اللّه سيد محمّد باقر قزوينى كه چند بار خودم شاهد آن بودم برگزار كرده‌اند ، آهسته در صفوف آخر مىايستاد و اقتدا مىكرد . نماز جماعت ايشان هم مملو از بزرگان ، اهل علم و طبقات متدين مردم بود كه پس از اتمام نماز ، به منزل آقا مىآمدند و در جلسات تفسير قرآن ايشان شركت مىكردند » . « 1 »

تواضع

آيت اللّه فكور يزدى در اين‌باره بيان داشته است : « در اوايل كه از يزد براى تحصيل به قم آمده بودم ، خيلى كوچك بودم . روزى در مسجد امام ، پولى از دستم افتاد . دنبال آن مىگشتم كه پيدايش نمايم . پيرمرد اهل علمى آنجا بود . وى پرسيد : چه گم كرده‌اى ؟ گفتم : پولم گم شده است . ايشان هم به گشتن روى زمين براى پيدا كردن پول من مشغول شد . من ايشان را آن موقع نشناختم . بعد شناختم كه آقا ، شيخ ابو القاسم كبير قمى بوده است » .
هامش
( 1 ) . بدلا ، هفتاد سال خاطره ، صص 46 - 48 .