همچنين ايشان و مرحوم آيت اللّه شيرازى ، در دوران مرجعيت عامه آيت اللّه بروجردى ( ره ) از باب احترام و تأدب ، شهريه ايشان را مىپذيرفتند در حالى كه خود از مدرسان بزرگ و مشهور تشيع و بىنياز از آن بودند . همچنين ايشان براى آيت اللّه حكيم احترام عميقى قائل بود ، از اين رو تأليفات ايشان را مطمح نظر قرار مىداد چنان كه بر كتاب منهاج الصالحين ايشان ، تكمله ، مبانى تكمله و تهذيب و تتميم نگاشت و همچنين « مستند العروة » را ناظر به « مستمسك العروة » مرحوم حكيم قرار دادند و بدينسان آراء و نظرات مرحوم آيت اللّه حكيم را در سطح حوزههاى علميه مطرح نمودند .
جناب آقاى فقيه ايمانى داماد محترم ايشان مىگويد :
« زمانى رژيم بعث در پى ايذاء و آزار مرحوم آيت اللّه حكيم برآمده ، و ايشان را از نجف به كوفه تبعيد كردند ، و به خاطر اهانت به آن مرجع عاليقدر هرگونه رفت و آمد با ايشان را ممنوع كرده و متخلفان را دستگير و زندانى مىنمودند و در همين حال آيت اللّه خويى كه بيمار و بسترى و براى ادامهء درمان به بيمارستان ابن سيناى بغداد منتقل شده بود پس از بهبودى كه عازم نجف بودند رژيم بعث براى آنكه زعامت و مرجعيت آيت اللّه حكيم را تضعيف نموده و تحت الشعاع قرار دهد به تمام قبايل و عشاير ساكن در طول مسير بغداد نجف دستور داده بود تا با برپايى جشن و سرور از موكب آيت اللّه فقيد استقبال نمايند .
آيت اللّه خويى اين معنى را فهميده و درصدد خنثى كردن نقشه رژيم برآمد ، لذا با اينكه قرار بود شب جمعه از بغداد راهى نجف شوند ، سحرگاه سهشنبه ، پيش از اذان صبح ، حركت كرده و هنگام اذان صبح به نجف رسيدند .
مردم و طلاب نجف كه ايشان را در حرم ديدند ، بهتزده از خود مىپرسيدند : چرا آقا بدون اطلاع و بدون استقبال به نجف آمدهاند . آيت اللّه فقيد پس از اداى نماز صبح و صرف صبحانه به سوى كوفه حركت كرده و
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص٣٨٢