هنگام طلوع آفتاب بود كه در منزل آيت اللّه حكيم را دق الباب كرد ، و اين در حالى بود كه مأموران از ورود اشخاص به منزل ايشان جلوگيرى مىكردند ، فرزند آيت اللّه حكيم در به روى ايشان گشوده ، ايشان را در مقابل خود ديد با ناباورى پرسيد : ءأنت ؟ فرمودند : بلى و در پى آن وارد منزل شده و حدود دو ساعت با مرحوم آيت اللّه حكيم به گفتگو پرداختند .
شهيد آيت اللّه زادهء حكيم مىگويد : از ابتدا تا پايان اين ملاقات لحظهاى لبخند از صورت پدرم محو نشد و هيچ روزى پدرم را بدين خوشحالى نديده بودم » .
تهجد و تهذيب نفس
ايشان از اوان تحصيل به محضر مرحوم آيت اللّه سيد عبد الغفار مازندرانى و ميرزا على آقا قاضى رسيده و در مكتب اخلاقى و عرفانى آنها به تهذيب نفس پرداخته بود و در ميان شاگردان مرحوم قاضى ، آيت اللّه خويى ارتباط خاصى با ايشان داشت .
ايشان در حالى كه مدرس درس خارج در حوزه نجف بود و تقريبا كليه اوقاتشان صرف مطالعه مىشد ، شبهاى چهارشنبه به مسجد سهله ( 10 كيلومترى نجف ) رفته و در آنجا به عبادت مىپرداخت . حتى يك سال ، چهل شب چهارشنبه پشت سر هم در مسجد سهله بيتوته كرده و صبح براى تدريس به نجف بازمىگشت . و نيز در همان ايام چهل شب جمعه به كربلا رفته و در آنجا مشغول زيارت و مناجات و ذكر و دعا مىشدند . و اين نشانه بارزى از آن است كه مرجع فقيد با دعا ، مناجات ، زيارت و ذكر كاملا مأنوس بوده و تا آنجا كه وقت اجازه مىداد و مسئوليتهاى سنگين زعامت و مرجعيت بر عهدهاش قرار نگرفته بود از فرصت براى بيتوته و شب زندهدارى در اماكن متبركه استفاده مىنمود .
سخن از ويژگيهاى اخلاقى مرجع بزرگوار مانند : احترام عميق به والد ، وفاى به وعده ، نظم در امور ، عفو و سعه صدر ، اهتمام به عزادارى امام حسين عليه السّلام و ذكر