فرونشستن اين حركت مردمى بود كه خود شخصا به فشارها ، اهانتها ، سفاكيها و هتاكيهاى رژيم ضد انسانى عراق مبتلا گشت . شب هنگام ايشان را از نجف به بغداد برده و مدتها تحت نظر نگهداشته و سرانجام به كوفه تبعيد كردند و در يك كلام به ساحت مقدس مرجعيت ، اهانتهاى بسيار روا داشتند ولى او در مقابل اين همه مصيبت صبر نموده و در پايان با دلى پردرد به اجداد طاهرينش پيوست .
تقيد به زيارت
حضرت آيت اللّه به زيارت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بسيار علاقه داشته و هر روز پيش از شروع درس به حرم مطهر رفته و پس از زيارت و عرض سلام براى تدريس به مسجد خضراء تشريف مىآورد . در ايام زيارتى مخصوص امام حسين عليه السّلام به كربلا رفته و آن حضرت را زيارت مىكرد و به همين منظور خانهاى هم در كربلا اجاره كرده بودند .
حضرت آقاى سيد جلال الدين فقيه ايمانى مىگويد :
« زمانى يكى از تجار تهرانى پولى نذر ايشان كرده و به نجف فرستاد .
مرجع فقيد با آن پول وسيله نقليهاى اجاره كرده بود كه با استفاده از آن هر شب جمعه ، همراه با چند نفر از علما و فضلا ، به كربلا رفته و پس از انجام زيارت ، صبح جمعه به نجف بازمىگشتند . در طول مسير رفت و برگشت و مدتى كه در كربلا بودند به بحث علمى اشتغال داشتند » .
تجليل از مراجع معاصر
معظم له براى مراجع تقليد احترام خاصى قائل بود و از آنان تجليل مىنمود .
گويند وقتى چشمان مرحوم آيت اللّه سيد عبد الهادى شيرازى رو به ضعف نهاده و سرانجام نابينا شد ، ايشان فرموده بود :
« افسوس كه چشم نجف نابينا شد » .