از مظاهر ديگر فروتنى ايشان اين بود كه در جلوى پاى واردين بلند مىشدند يكى از آقايان مىگفتند :
« ما 25 نفر بوديم كه از كاظمين به نجف براى زيارت رفتيم پس از زيارت به ديدار آيت اللّه فقيد رفته و من آخرين نفرى بودم كه وارد اتاق شدم ، ديدم ايشان جلو پاى اولين نفر بلند شد و تا زمانى كه من بر زمين ننشستم ، آقا هم ننشست » .
تجليل از شاگردان
ايشان به علم و دانش عشق مىورزيدند ، از كودكى و نوجوانى با علم و دانش خو گرفته و با آن بزرگ شده بود . لذا براى علم و عالم احترام فراوانى قائل بود . گاه در مناسبتهاى مختلف از شاگردان فاضل خود نام برده و مقام فضل و دانش آنان را مىستود . « 1 » اينكه پس از درس ، مدتى طولانى نزديك به يك ساعت براى پاسخ به پرسشهاى علمى شاگردان خويش مىنشست و در مجالس خصوصى صحبت علمى به ميان مىآورد ، و حتى در كوچه و خيابان به سؤالات تلامذه و ديگران پاسخ مىداد و اينكه خود در هر روز چهار نوبت به تدريس مىپرداخت و دائم اوقات خويش را به تتبع ، تحقيق ، تأليف ، تدريس و تعليم شاگردان سپرى مىساخت و حتى از استراحت خود - براى ازدياد ساعات مطالعه - مىكاست همه نشان از دانش دوستى آن فقيه فرزانه دارد .
به استاد خود مرحوم آيت اللّه نائينى شديدا علاقمند بود و احترام مىنهاد جناب آقاى فقيه ايمانى گويد :
« آقا هميشه پيش از درس ، براى استاد خود حمد و سوره قرائت كرده و ثوابش را به روح ايشان اهداء مىنمود » .
هامش
( 1 ) . مجله حوزه ، شمارهء 50 و 51 ، ص 56 .