حاج شيخ با ما فرق مىكند . هركجا كه وى باشد ، حوزه تشكيل مىدهد .
پس چه بهتر كه در قم تشكيل گردد و ما قميها هم در آن سهيم باشيم . آقاى كبير مىگويد : من هم مىخواستم همين را بگويم » .
و لذا ، بنا مىگذارند كه برگردند و از آقاى حائرى درخواست اقامت بنمايند . و اين كار را هم مىكنند . « 1 »
آيت اللّه شبيرى زنجانى از امام خمينى ( ره ) نقل مىكند :
« علت موفقيت مرحوم حاج شيخ عبد الكريم اين بود كه علماى قم ، افرادى متقى و پرهيزگار بودند . و الا اگر ايشان جاى ديگر مىرفت ، ممكن بود از معظم له استقبالى كه درخور شخصيتشان باشد به عمل نمىآمد ؛ و قهرا ، ايشان در كار خود موفق نمىشد » .
از همينرو ، آن فقيه بزرگ و خداترس به هنگام ورود مرحوم آيت اللّه حائرى ، رسالهء خود را از چاپخانه پس گرفت و از چاپ آن منصرف شد . وى مكرر مىفرمود :
« خدا طول عمر به آقاى حاج شيخ بدهد ، آمد شهر ما را آباد كرد » . « 2 »
آيت اللّه شبيرى زنجانى در اينباره مىگويد :
« از يكى از آقايان شنيدم كه مىگفت : روز عيدى براى ديدن آقاى حاج شيخ ابو القاسم به منزل ايشان رفتم ، ولى تشريف نداشت . پس از مدتى كه آقا تشريف آوردند ، معلوم شد كه براى تبريك عيد به خانهء حاج شيخ عبد الكريم تشريف برده بود » . « 3 »
و هم اينكه ، معظم له در روز عيد غديرى پس از آنكه به بيرونى تشريف آورد و كثرت جمعيت را مشاهده نمود ، فرمود : مردم ! بياييد جايى كه من مىروم ، برويم .
هامش
( 1 ) . باقرى بيدهندى ، « آيت اللّه شيخ ابو القاسم كبير قمى » مجلهء نور علم ، سال 1366 ، شمارهء 22 ، ص 86 .
( 2 ) . زنجانى ، الكلام يجز الكلام ، ج 1 ، ص 107 .
( 3 ) . مجلهء نور علم ، شمارهء 22 ، ص 89 .