تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
اصطلاح انقلاب سفيد - بود كه آن مرجع بزرگ مورد هجوم پليس ددمنش شاه قرار گرفت . آقاى سيد حميد روحانى در اين‌باره مىنويسد : « در اين هنگام آقاى خوانسارى طبق وعده‌اى كه با مردم داشت ، از خانه خارج شده روانه مسجد سيد عزيز اللّه شد . هزاران نفر با سلام و صلوات ايشان را همانند نگينى در ميان گرفته بودند . رژيم كه با آمدن آقاى خوانسارى در ميان تظاهركنندگان سخت احساس وحشت و نگرانى مىكرد ، پيش از آنكه ايشان به مسجد برسند به پليس فرمان حمله داد . هزاران پليس با چوب و چماق و باطوم و سرنيزه و قنداق تفنگ از چهار طرف به تظاهر كنندگان يورش بردند ، و طورى مردم را در فشار قرار داده بودند كه مجال حركت و مقابله و حتى گريزى براى كسى نمانده بود . سرها و دستها شكسته شد . . . مرتب بر تعداد نظاميان مسلح در بازار و اطراف آن افزوده مىگرديد . پليس درنده‌خوى شاه پس از سركوبى مردم از اطراف آقاى خوانسارى ، در مقام اهانت و جسارت نسبت به ايشان برآمد . كماندوها و نظاميان ، آن پيرمرد را محاصره كرده به طرز گستاخانه و بيشرمانه‌اى با باطوم به ايشان حمله‌ور شدند ، باطوم را مقابل صورت ايشان بالا پايين مىبردند ، به ايشان تنه مىزدند و فشار مىآوردند ، به طورى كه منجر به از دست رفتن تعادل ايشان گرديد ، نعلين از پاى ايشان درآمد و چيزى نمانده بود كه زمين خورده و زير چكمه‌هاى دژخيمان شاه قرار بگيرد . به ناچار مسير خود را عوض كرده و به منزل بازگشت » . « 1 » با همهء اين احوال ، مرحوم آيت اللّه خوانسارى در اعلاميه‌اى با رفراندوم شاهانه سخت مخالفت كرد ، و شركت در آن را در حكم محاربه با امام زمان عليه السّلام دانست . « 2 » همچنين در پى بازداشت حضرت امام خمينى ( ره ) ، در خرداد 1342 ، ايشان
هامش
( 1 ) . روحانى ، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى ، ج 1 ، صص 236 - 237 . ( 2 ) . اسناد انقلاب اسلامى ، ج 1 .
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 327 | ناصر الدين انصارى قمى