سبك تدريس ايشان ، مبتنى بر دقت بسيار و ژرفنگرى بود . لذا ، مسألهاى را كه عنوان مىكرد ، دير به پايان مىرسيد . شاگردانش با وى بسيار بحث مىكردند ، و اكثر روزها مباحثة بين الاثنينى مىشد . اين روش ، سبك تدريس ميرزاى شيرازى نيز بود ؛ كه در پرورش قوهء اجتهاد و ملكهء استنباط در شاگردان ، نقش مؤثرى دارد .
علم ، فضل و دانش گستردهء وى در قم ، تا بدانجا مشهور بود كه حتى آيت اللّه حائرى در درس اصول خويش ، به طرح برخى نظرات وى پرداخت و بعضى از آنها را قبول كرد . آيت اللّه اراكى مىفرمودند :
« روزى ، آقاى حاج شيخ فرمودند : شيخ انصارى ( ره ) در رسائل ، حديث « رفع » را ظاهر در خصوص رفع مؤاخذه دانسته ، ولى از صحيحهء بزنطى برمىآيد كه رفع جميع آثار - حكم وضعى و حكم تكليفى - مراد است . بنابراين ، بايد از ظاهر حديث رفع دست برداشت ؛ و اين ، نظر آقاى حاج شيخ ابو القاسم است . ايشان مىفرمود : معلوم نيست سؤال سائل از حكم وضعى باشد ، بلكه چون حلف به طلاق و عتاق ( به نحو شرط نتيجه ) خود حرام تكليفى است ، امكان دارد سؤال از اين باشد كه حالا كه كسى مجبور شده به حلف ، آيا مرتكب كار حرامى شده است ؟ و آيا اين حلف ، عقوبت دارد و بايد كفاره بدهد » . « 1 »
از آيت اللّه گلپايگانى هم نقل شده است ،
« روزى آقاى حاج شيخ عبد الكريم مطالبى را از حاج شيخ ابو القاسم نقل كردند و دو اشكال از اشكالات ايشان را قبول و دوتاى ديگر را رد كردند » . « 2 »
علامه سيد محسن امين هم دربارهاش مىنويسد :
« وى عالمى فاضل ، محقق مدقق ، فقيه اصولى ، و متقى زاهد ، و مشهور
هامش
( 1 ) . باقرى بيدهندى ، مجلهء نور علم ، شمارهء 22 ، صص 85 - 86 .
( 2 ) . همان .