تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
الطيبين الطاهرين صلوات اللّه الملك الحق المبين » . شگفت آنكه وفاتش هم در ايام شهادت آن حضرت و دفن پيكرش هم در روز 21 ماه رمضان اتفاق افتاد .

استنكار ظلم

آيت اللّه زنجانى از دستگاه ظلم و جور پهلوى شديدا متنفر و منزجر بود . او مىفرمود : « رضا شاه 16 سال شاه بود و مىدانستيم ، ولى يك لحظه هم بر او عقد القلب نداشتيم . باز مىفرمود : در زمان سلطنت رضاخان و برداشتن عمامه‌ها ، ميل كردم براى زيارت اقوام و خويشان سفرى به زنجان كنم ، كنسول ايران در نجف ، زنجانى بود و خيلى نسبت به من اظهار ارادت مىنمود . روزى اين مطلب را با او در ميان گذاردم ، گفت : « آقاى ميرزا ! اگر اجازهء اجتهادى داشته باشيد بنده رونوشت آن را ضميمه پرونده مىكنم و گذرنامه با عمامه به شما مىدهم تا بتوانيد به راحتى به ايران سفر كنيد . من به مدرسه آمدم ، اجازهء اجتهاد ميرزاى نائينى را برداشتم و به كنسولگرى رفتم . كنسول بلند شد و خيلى تواضع كرد و گفت چند دقيقه‌اى به من مهلت دهيد ، اين چند سطر را بنويسم و بعد خدمت شما هستم . در چند دقيقه كه او مشغول كارش بود ، ناگهان در قلب من بارقه‌اى الهى افتاد كه سزاوار نيست من براى سفرى ، اجازه و دستخط شريف رئيس اسلام و مسلمين مثل ميرزاى نائينى را به يك نفر رئيس ريش‌تراش عون الظالم بدهم ، چند دقيقه‌اى نشستم و سپس بلند شدم خداحافظى كردم و بيرون آمدم . هرچند اصرار كرد كه بفرماييد كار شما را درست كنم گفتم چيزى به خاطرم رسيد ، اگر تصميم قطعى گرفتم خدمتتان مىآيم . بيرون آمدم و ديگر به آنجا بازنگشتم . » مرحوم ميرزا ، پس از تشرف به نجف در سال 1338 ه . ق تا سال