داشت . داراى ذهنى وقّاد و در مطالب علمى دقيق و بسيار بىآزار . با صفا ، سليم النفس ، بىهوا ، ظريف و شوخ بود . رقيق القلب و سريع التأثر بود و به مجرد شنيدن صداى روضه ، اشك در چشمش جولان مىزد .
علاقهاى عجيب به ائمهء اطهار عليهم السّلام داشت و به ويژه به امير المؤمنين عليه السّلام .
همهء آقايان فضلايى كه نجف اشرف بودهاند مىدانند كه ايشان روزهاى پنجشنبه ، صبحها روضه داشت و به دست مباركش چاى براى حاضرين ، كه همه از علماى اعلام و افاضل طلاب بودند ، مىريخت و چه بسيار كه بنده در همان مجلس روضه ، كنار ايشان نشسته و چاى دست نازنينش را نوشيدهام .
ميرزا ، خيلى از طنزهاى علمى و شوخىهاى لطيف و مؤدبانهء خوشش مىآمد و در آن مجلس چون خيلى صحبتهاى علمى و شيرين مىشد و غالبا بندهء ناچيز حاشيهء طنز مانندى مىزدم ميرزا خيلى خرسند شده و مىخنديد ، و لذا خيلى مايل بود كه بنده پيش ايشان بنشينم ، اگرچه قابل نيستم عرض كنم ولى آن مرحوم بىاندازه نسبت به بنده علاقهمند بودند ، نهتنها نسبت به بنده ، بلكه نسبت به هر طلبهاى كه مىديد باصفا و محققانه درس مىخواند » . « 1 »
عشق به ساحت مقدس اهل بيت عليهم السّلام
آيت اللّه ميرزا باقر زنجانى ، شيفته اهل بيت عصمت و طهارت بود . در مجالس روضه اشك از چشمانش سرازير بود و هر پنجشنبه خود مجلس روضه برپا مىكرد و به دست خويش براى حاضران چاى مىريخت تا هنگامى كه مىتوانست حركتى كند و بيرون بيايد هيچ شبانهروزى زيارت حرم امير المؤمنين عليه السّلام ايشان ترك نشد .
مرحوم ميرزا بىاندازه به مولا على عليه السّلام ارادت و علاقه داشت . در اجازهاش به آيت اللّه نجومى از امير المؤمنين عليه السّلام اينگونه تعبير كرد : « مولى الموالى ، سيد الموحدين و امام المتقين ، امير المؤمنين على اخيه المصطفى و عليه و على آلهما
هامش
( 1 ) . همان ، 85 .