براى فيشبردارى و تكميل معلومات خويش ، حتى شبها را در كتابخانهها به سر مىبرد . از آنجا كه برخى مسئولان مكتبهها راضى نمىشدند در كتابخانه ، شب نيز باز باشد ، او آب و غذايش را به داخل مىبرد و در را به رويش قفل مىكردند ، و چهبسا بعد از چند روز در باز مىشد و حاج شيخ بيرون مىآمد .
وى به مسودات و دستنويسهايش فوقالعاده علاقهمند بود ، همانگونه كه مادر به طفلش علاقه دارد ، و براى حفظ آنها از جان نيز مايه مىگذاشت . زمانى كتابهايش همراه با اثاثيه به داخل رودخانهاى افتاد . مرحوم شيخ براى بيرون آوردن آنها بدون توجه به خطر فعاليت نمود تا با كمك ديگران كتابها را بيرون آورد .
14 . صبر و بردبارى
يكى از چشمگيرترين ويژگيهاى شيخ آقابزرگ ، صبر و تحمل وى در مقابل شدايد و دشواريها بود . در مقابل مشكلات علمى و سختيهاى زندگى خم به ابرو نمىآورد و بردبارى پيشه مىنمود .
اولين حادثهء ناگوار زندگانى شيخ آقابزرگ ، فوت همسرش در 1330 ه . ق و پس از آن مرگ فرزند ارشدش ، محمّد باقر در 1343 ه . ق به سن 20 سالگى بود .
سپس ، نوادهء دخترىاش در سن 16 سالگى و در 1374 ه . ق فرزند كوچكترش ، محمّد رضا در زير شكنجههاى ساواك در سن 28 سالگى وفات يافتند . اما حاج شيخ در اين مصيبت آخر ، روحش افسرده گرديد و تا روزهاى واپسين عمر ، آن را فراموش نكرد . ايشان در كتاب خود « 1 » با آهى كه از دل برآيد ، مىنويسد :
« . . . او در تهران دوره متوسطه را به پايان برده و وارد دانشكده دامپزشكى شده و سپس به استخدام ارتش درآمد . پس از سقوط حكومت ملىكنندهء نفت ( حكومت دكتر مصدق ) ، پسرم به اتهام همكارى و كمك به دولت
هامش
( 1 ) . تهرانى ، الذريعة ، ج 10 ، صص 166 - 167 .