اين مدت طولانى ، كلمهاى گلايه و شكايت و اظهار ناراحتى و دلتنگى مطلقا نشنيد ، بلكه زبانش هماره به حمد و شكر الهى ، و رضايت به قضاى خداوندى گويا بود تا آنكه به سراى باقى شتافت » . « 1 »
علامه امين عاملى هم مىنويسد :
« وى اورع و با تقواترين مردم زمان خودش بود . اخلاقى نكو و طريقتى مستقيم داشت ، هماره به مجاهده با نفس و مراقبت از خويش ، و علمآموزى اشتغال داشت ، تارك مشتبهات بود و نمىخورد و نمىآشاميد و به كار نمىبرد مگر آنچه كه در شهرهاى اسلامى ساخته مىشد . . . ماده تاريخ وفاتش « شأن عظيم » مىباشد » . « 2 »
علامه حرز الدين نيز چنين نوشته است :
« وى - حفظه اللّه تعالى - از اهل فضل و زهد و عبادت و قداست بود ، و از زهدش و دورىاش از زخارف دنيا آن بود كه قدر و قيمتى براى خوراك و پوشاكش قائل نبود . لباس درشت و زمختى كه در شهرهاى اسلامى بافته مىشد - به ويژه لباس پشمى و پنبهاى كه در ايران بافته مىشد - مىپوشيد و هيچگاه از لباسهاى ساخت كشورهاى اروپايى و آسيايى كافر استفاده نمىكرد . آثار سجده بر پيشانى و بين چشمانش - از كثرت نماز و سجدههاى طولانىاش - نمايان بود . او ملتزم به مستحبات و اعمال مندوبه مؤدب به آداب شرعيه ، و مشاراليه به ورع و درستى و صلاح و زهد در نجف - در زمان خودش - بود . او درس و تدريس را در آخر عمرش ترك كرد و يكسره به عبادت روى آورد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . آقابزرگ تهرانى ، نقباء البشر ، ج 4 ، ص 1325 - 1327 .
( 2 ) . عاملى ، سيد محسن ، اعيان الشيعة ، ج 8 ، ص 150 .
( 3 ) . حرز الدين ، شيخ محمّد ، معارف الرجال ، ج 2 ، ص 143 - 144 .