وى به زهد و تقوا در بين خاص و عام شهره بود ، و اهل علم و متدينين - از عرب و عجم و ساير طبقات نجف - همه ، بر اورع و اتقى و اعلا بودن وى ، اتفاق كلمه داشتند و كسى در آن شكى نداشت . كم سخن مىگفت و تنها به اندازه پاسخ پرسش سخن مىگفت و هيچگاه با همنشينش سخن آغاز نكرد . اين امر باعث شد تا اكثر اهل علم و دانش به فضيلتش - جز زهد و تقوا - پى نبرند . زهد و ورع او مكانت علمى و مقام بلندش در فقه و اجتهاد را تحت پوشش قرار داده بود و متأسفانه ، اين اعتقاد حتى در افاضل و بزرگان حوزه نيز تأثير گذاشته بود ، كه او را به جز زاهد نمىشناختند .
او در مسجد هندى اقامهء جماعت مىكرد و گروهى بسيار به دو اقتدا مىكردند و براى درك نمازش ، علما و صلحا و اهل فضل و معروفين به تقوا و زهد و عبادت ، بر يكديگر پيشى مىگرفتند .
او در شدايد و سختىها و گرفتارىها بسيار صبور و بردبار بود ، به حدى كه اهل اين زمان آن را برنمىتابند و تحمل نمىكنند . فرزندش در نجف از دنيا رفت و او گريه و زارى نكرد . زمانى كه از دفن او برمىگشت ، خبر درگذشت فرزند ديگرش ، شيخ شريف ، در ايران به او رسيد پس او به سجده افتاد و شكر خدا را نمود و براى هر دو ، مجلس فاتحه گذاشت و بر اين مصيبت و بلا خدا را سپاس مىگذارد . زيرا اعتقادش آن بود كه اين ، آزمايش بندگان و پاك شدن گناهان است - همانگونه كه مفاد برخى از احاديث شريفه ، همين است . صبر و بردبارىاش در بيمارى اخير او - كه منجر به وفاتش شد - به اين اعتقادش ، به خوبى گواهى داد .
او به بيمارى سختى در مجراى ادرارش دچار شد و پس از عملى ناكار آمد ، براى او مجراى ادرارى از خاصرهاش ساختند و چند بار براى معالجه به ايران آمد ، اما درمان مفيد و كارساز نيفتاد ، و در بستر بيمارى خفت و مرضش ، نزديك ده سال به درازا كشيد . در اين زمان علما و فضلا و دوستارانش و ساير مؤمنين به ديدار او مىرفتند ، اما كسى از او در خلال
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص١٧٤