از ملائكه فاضلتر است » .
82 و گفت « شبان روزى بيست و چهار ساعتست . در ساعتى هزار بار بمردم ، و بيست و سه ساعت ديگر را صفت پديد نيست . »
83 و گفت « در روز مردم به روزه ، و به شب در نماز بود به اميد آنكه به منزل رسد ، و منزل خود من بودم . »
84 و گفت « از آن چهار ماهگى باز [ كه ] در شكم مادر بجنبيدم تا اكنون همه چيزى ياد دارم ، آن وقت نيز كه بدان جهان شده باشم تا به قيامت آنچه برود و آنچه بخواهد رفت به تو باز نمايم » . پس گفت « مردم گويند فلان كس امامست » ؛ امام نبود آن كس كه از هرچه او آفريده بود خبر ندارد از عرش تا به ثرى و از مشرق تا مغرب » .
85 و گفت « مرا ديداريست اندر آدميان و ديداريست در ملائكه و همچنين در جنّيان و جنبنده و پرنده و همه جانوران . و از هر چه بيافريده است از آنچه به كنارههاى جهان است نشان توانم داد بهتر از آنچه به نواحى و گرد بر گرد ماست . »
86 و گفت « اگر از تركستان تا به در شام كسى را خارى در انگشت شود آن از ان منست ، و همچنين از ترك تا شام كسى را قدم در سنگ آيد زيان آن مراست ، و اگر اندوهى در دليست آن دل از ان منست » .
87 و گفت « شگفت نه از خويشتن دارم شگفت از خداوند دارم كه چندين بازار بىآگاهى من اندر اندرون پوست من پديد آورد ، پس آخر مرا از ان آگاهى داد تا من چنين عاجز ببودم در خداوندى خداى ، تعالى . »
88 و گفت « در اندرون پوست من دريائيست كه هر گاه كه بادى برآيد از اين دريا ميغ و باران سر بر كند از عرش تا به ثرى باران ببارد . »
89 و گفت : خداوند مرا سفرى در پيش نهاد كه در آن سفر بيابانها و كوهها بگذاشتم و تلها و رودها و شيب و فرازها و بيم و اوميدها و كشتيها و
احوال و اقوال شيخ أبوالحسن خرقانى ( اقوال اهل تصوف درباره او بضميمه منتخب نور العلوم ) ( فارسى ) — صفحة 46
مساهمون: مجتبى مينوى
ص٤٦