تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق معرفت ( تبصرة المبتدى وتذكرة المنتهي ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
24 . و اينجا دانستنى است كه اولياء دو قسمتند : « اولياء مردود و مكمّل » ، و ايشان هشيارانند و « اولياء مستهلك كامل » ، و ايشان مستانند . امّا اولياء مستهلك را چون از مضيق بشريت بيرون ببرند و در قاموس احديت غرق كنند و در شهود جلال و جمال صمديّت محو گردانند ، ايشان را از خودى خود آگاهى نبود ، به ديگرى كجا بپردازند ! و در ايشان سعت آن كى بود كه ديگرى را با آن جناب آشنا توانند كرد ! تسبيح جان ايشان همه اين بود : يا منية المتمنّي اشغلتني بك عنّي . نظم « 1 »
عشق تو بر بود زمن مايهء مايى و منى * خود نبود عشقِ ترا چاره ز بى خويشتنى
و اين طايفه را از أذواق طور نبوّت بهره‌اى نبود و ايشان را به دعوت مشغول نكند . و امّا اولياء مردود را چون از ظلمت كونين و تاريكى حدثان به در آورند و زمان و مكان را در حق ايشان طى كنند و ايشان را از ايشان بربايند
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ
« 2 » بيت « 3 »
چو آمد روى مه رويم چه باشم من چه باشم من * كه من خوش آنگهى باشم كه من بى خويشتن باشم
هامش
( 1 ) . شعر از سنايى : ديوان ، ص 697 . ( 2 ) . سورهء انبياء ( 21 ) ، آيهء 18 . ( 3 ) . اشعار از سنايى : ديوان ، ص 930 - 931 .