كه آن را « صورت بشرى » و « هيكل انسانى » مىخوانند ، اگر از عهدهء اين خلافت تفصّى توانى كرد و ميان قواى خود ضابط عدل توانى داشت . و ضابط عدل آنگاه نگاه دارى كه ترا خلق عدالت بود . و « خلق عدالت » عبارت است از مجموع « عفت » و « شجاعت » و « حكمت » كه اوساط اصول اخلاق است . ترا وعدهء خدا شايستگى خلافت عام در همهء مملكت با ديد آيد « 1 » :
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
« 2 » و در ملك و ملكوت خلف آدم صفى باشى عليه السّلام ؛ و نداى
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 3 » به گوش جان بشنوى ؛ و سرّ « إذا أراد الله أن يجعل « 4 » في الأرض خليفة مسح ناصيته بيمينه » به چشم دل بينى .
و اين خلق عدالت آنگه حاصل توانى كرد كه شجرهء خبيثه را كه آب از محبت دنيا مىخورد ، به بى آبى ضعيف گردانى و يقين دانى كه « حبّ الدنيا رأس كل خطيئة » و به مقراض تقوى خيوط ظلمات تعلّقات بشرى يك يك را قطع كنى و شهباز لطيفهء ربّانى به اجنحهء علوم يقينى پرواز دهى و احكام وهم و خيال را منقاد نگردى و لذّات بهيمى و سبعى را پشت پاى بزنى و خانهء دل را كه مهبط انوار عزّ قدس الوهيت است از قاذورات طبيعت و خار و خاشاك حدثان به جاروب تجريد پاك كنى تا سلطان ازل و ابد در دل كه خانهء اوست مرتدى به رداء
هامش
( 1 ) . ص : واديد آيد .
( 2 ) . سورهء نور ( 24 ) ، آيهء 55 .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 30 .
( 4 ) . ل : يفعل .