مردم انداختهاند چون نيك بنگرى غير از مدح محبوبين و ذم مبغوضين خود چيزى در آن نيست و اگر مدح و ذم طوايف را از كلام آنها خارج كنى و سخنان زشت و زيبائى كه در حق مخالفين و مؤالفين موهومى خود بهم بافتهاند بر كنار نهى ديگر چيزى بجا نماند و چون در ميان خلايق مردمان هوشمند كه مايهء ادراكى در آنهاست و تحصيل علم و معرفتى نكردهاند كه بتوانند در هر مطلبى تعمق كنند و حقيقتش را بفهمند اقوال پراكندهء بىوقوفان موجب توقف آنها شود و قياس گذشتگان اهل حقرا بمدعيان زمان خود كنند و مقالات اهل معرفت و حقيقت را از قبيل اقوال ديگران پندارند نه بقدرى اندك شناسند كه هر سخنى را بيدليل قبول كنند و نه باندازهء كامل حواس كه تمييز گوهر از شبه دهند و نفخهء حقرا از نغمهء باطل بشناسند .
و اينقسم از مردم افراط و تفريطشان در هر مطلبى بسيار است بخصوص كه اهل عزت و رياست باشند كه عقل و فهم خود را به قدر وسعت معاش و انتظام امور دنيوى خود دانند و هرگز كسى رد اقوال آنها در هيچ مطلبى نكرده و بلكه مردمان ضعيفالنفس نظر بمصلحت دنياى خود على الرسم هميشه تصديق مقالات آنها كردهاند و بيشتر اين بىوقوفى موجب جرأت عوام باقوال و عقايد خام شد اگر چه اين هم ملامت ندارد ترس و طمع بجا يا بى جا از لوازم بشريت است .
نادرهء بايد كه رويش از دنيا گشته باشد تا سخن جز به حق نشنود و نگويد و چنين كسى هم اعتنا به اقوال اهل مجاز ندارد كه قولى را رد كند يا قبول به خود مشغول است .
و از استماع هر سخنى ملول نه در جنب عمارت و سراى كسى خانه سازد و نه در شهر و محلهء مردم مقام كند تا احدى خشت بر ديوار
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 79
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صرساله ميزان المعرفه ٧٩