تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
چو كردم در رخ خوبش نگاهى * بر آمد ، از ميان جانم آهى
مرا گفتا كه اى شياد سالوس * بسر شد عمرت اندر ننگ « 1 » و ناموس
ببين تا علم و زهد و كبر و پنداشت * تو را اى نا رسيده از كه وا داشت
نظر كردن به رويم نيم ساعت * نمىارزد هزاران ساله طاعت
على الجمله رخ آن عالم آراى * مرا با من نمود آندم سرا پاى
سيه شد روى جانم از خجالت * ز فوت عمر و ايام بطالت
چو ديد آن ماه كز روى چو خورشيد « 2 » * بريدم من ز جان خويش اميد « 3 »
هامش
( 1 ) - در نسخه نستعليق : نام ( ف ) . ( 2 ) - در نسخه بياض : چو ديد آن بت كز آن روى چو خورشيد ( ف ) . ( 3 ) - در نسخه نستعليق : ببريدم من از جان خود اميد ( ف ) .
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 266 | الفيض الكاشاني