تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
يكى مؤمن دگر را كافر او كرد * همه عالم پر از شور و شر او كرد
خرابات از لبش معمور گشته * مساجد از رخش پر نور گشته
همه كار من از وى شد ميسر * به دو ديدم خلاص از نفس كافر
دلم از دانش خود صد حجب داشت « 1 » * ز عجب و نخوت و ناموس و پنداشت
در آمد از درم آن بت سحر گاه * مرا از خواب غفلت كرد آگاه
ز رويش خلوت جان گشت روشن * به دو ديدم كه تا خور كيستم « 2 » من
هامش
( 1 ) - در نسخه بياض :دلم از دانش خود صد عجب داشت * ز عجب و نخوت و تلبيس و پنداشت ( ف )( 2 ) - در نسخه بياض : چيستم من ( ف ) .