فتاده نفس كل را حلقه در گوش
فلك سر گشته از وى در تكاپوى * هوا در دل به اميد يكى بوى
ملايك خورده صاف از كوزه پاك « 1 » * به جرعه ريخته دردى بر اين خاك
عناصر گشته ز آن يك جرعه سر خوش * فتاده گه در آب و گه در آتش
ز بوى جرعهاى كافتاده بر خاك * بر آمد آدمى تا شد بر افلاك « 2 »
ز عكس او تن پژمرده جان گشت « 3 » * ز تابش جان افسرده روان گشت
هامش
( 1 ) - در نسخه خطى كهنه : فلك سر گشته از روى تكاپوى - در نسخه نستعليق : فلك سر گشته از وى در تكاپوست - هوا در دل باميد يكى گوست .
( 2 ) - در نسخه كهنه : به جرعه ريخته به ورى درى خاك در نسخه نستعليق بجرعه ريخته در وى بدين خاك ( ف ) .
( 3 ) - در نسخه نستعليق : بر آمد آدمى او شد بر افلاك .
( 4 ) - در نسخه نستعليق : ز عكس آن .