تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
آغاز كرده بود ، و نام هارون بن خمارويه را از خطبه افكنده بود ، و نام بدر غلام معتضد را در خطبه مىآورد . چون احمد بن طغان [ 1 ] ، در سال 283 از غزو بازآمد ، به سبب اختلافى كه ميان او و راغب پديد آمده بود ، به طرسوس نيامد و با كشتى برفت ، و دميانه غلام بازمار را آنجا نهاد ، تا كارها را پيش برد . سپس او را با فرستادن مددهايى نيرومند ساخت تا آنجا كه دميانه ، بر اعمال راغب نكوهش آغاز كرد ، سپس راغب بر سر او لشكر برد ، و بر او پيروز شد ، و او را بگرفت و به بغداد فرستاد . راغب زمام امور را به دست گرفت ، و بدان حال ببود تا آنگاه كه معتضد او را فرا خواند ، و به خوارىاش افكند . پس ابن الاخشيد [ 2 ] را به امارت طرسوس برگزيد . او ابو ثابت را به جاى خود نهاد ، و در سال 287 به غزا بيرون رفت و به اسارت افتاد . مردم به جاى او ، على بن الاعرابى را به امارت گماشتند . در همين سال ، وصيف ، از موالى محمد بن ابى الساج صاحب بردعه ، به ملطيه رفت و به معتضد [ 3 ] نامه نوشت ، و از او خواست كه امارت ثغور را به او دهد . وصيف با مولاى خود محمد بن ابى الساج چنان نهاده بود كه چون امارت ثغور يافت ، هر دو دست به دست هم داده ، قصد ابن طولون كنند و مصر را از او بستانند . چون معتضد از اين توطئه آگاه شد براى گوشمال او به راه افتاد ، و پيشاپيش سپاهى بفرستاد . در عين‌زربه وصيف را بگرفتند و نزد او آوردند . فرمان داد تا او را به حبس اندازند ، ولى سپاهيانش را امان داد . آنگاه به جانب طرسوس روان گشت . در نزديكى شهر رؤساى شهر را بخواند و همه را بدان سبب كه با وصيف مكاتبه داشته‌اند ، بگرفت و فرمود تا همهء كشتىهاى طرسوس را كه با آنها به جنگ مىرفتند ، آتش زدند . اين عمل به اشارت دميانه غلام بازمار [ 4 ] بود . معتضد ، حسن بن على كوره را به امارت ثغور برگزيد و خود به انطاكيه و حلب رفت و از آنجا به بغداد بازگشت ، و وصيف را بكشت و جسدش را بر دار كرد . پس از وفات معتضد ، مكتفى حسن بن على كوره را فرا خواند و مظفر بن حاج را امارت ثغور داد و چون مردم از او شكايت كردند ، او را معزول نمود و ابو العشائر بن احمد بن نصر را به جاى او معين كرد . اين واقعه در سال 290 اتفاق افتاد .

جنگ اعراب

در سال 285 ، اعرابى از قبيلهء طى ، در اجفر [ 5 ] كاروان‌هاى حجاج را مورد تعرض قرار دادند ، و اموال تجار را به بهاى هزار هزار دينار غارت كردند . همچنين در سال 289 ، بار ديگر در ناحيه قرن راه بر حجاج گرفتند ، ولى اين بار حجاج آنان را منهزم ساختند و خود
هامش
[ ( 1 ) ] طبان . [ ( 2 ) ] ابن الاخشاء . [ ( 3 ) ] معتمد . [ ( 4 ) ] يازمان . [ ( 5 ) ] اجيعر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 547 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى