تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

شورش عبد اللّه بن على و هزيمت او

پيش از مرگ سفاح ، عبد اللّه بن على نزد او آمد . سفاح او را با صايفه‌اى از سپاهيان شام و خراسان روانهء بلاد روم كرد . او به دلوك رسيد و هنوز از وفات سفاح خبر نداشت تا نامهء عيسى بن موسى رسيد و او را از واقعه آگاه كرد و گفت : كه براى ابى جعفر المنصور و بعد از او براى برادر خودش عيسى بن موسى بيعت بگيرد . چنان كه در وصيت سفاح آمده بود . عبد اللّه مردم را گرد آورد و نامه را بر آنان خواند و گفت : بدان هنگام كه سفاح مىخواست سپاه به سوى مروان بن محمد بفرستد ، برادرانش از آن كار طفره مىرفتند و تكاهل مىنمودند . سفاح گفت : هر كس از شما كه در اين نبرد قدم پيش نهد ، او وليعهد من است و هيچ يك قدم پيش ننهاد ، جز من . ابو غانم الطائي و خفاف المرورودى [ 1 ] بدين سخن گواهى دادند و با او بيعت كردند ، جماعتى از سران سپاه نيز دست بيعت دادند . از آن جمله بودند : حميد [ 2 ] بن قحطبه و جز او از خراسانيان و شاميان و مردم جزيره . چون با او بيعت كردند ، به راه افتاد و در حران فرود آمد و مقاتل بن حكيم العكى را كه كارگزار منصور بود ، چهل روز در محاصره گرفت . پس ، از خراسانيان بيمناك شد و جماعتى از آنان را به قتل آورد . حميد بن قحطبه را بر حلب امارت داد و او را نامه‌اى داد كه به زفرين بن عاصم عامل حلب دهد ، در آن نامه زفر را به قتل حميد بن قحطبه فرمان داده بود . حميد بن قحطبه نامه را در راه باز كرد و بخواند و از آنجا به جانب عراق روان گرديد . ابو جعفر المنصور از حج بازگشت و ابو مسلم را به جنگ عبد اللّه بن على فرستاد . حميد بن قحطبه كه از عبد اللّه بن على چنان نامه‌اى ديده بود ، به ابو مسلم پيوست و همراه او روان شد . ابو مسلم مالك بن الهيثم الخزاعى را بر مقدمه بفرستاد . چون عبد اللّه در حران از آمدن ابو مسلم خبر يافت ، مقاتل بن حكيم و همراهانش را امان داد و حران را بگرفت . آنگاه مقاتل را با نامه‌اى نزد عثمان بن عبد الاعلى فرستاد . چون عثمان نامه را خواند مقاتل را كشت و دو فرزندش را به حبس افكند . چون عبد اللّه منهزم شد او هم آن دو جوان را بكشت . منصور محمد بن صول را كه در آذربايجان بود ، فرمود كه نزد عبد اللّه بن على بيايد و به نحوى او را بكشد . او نيز بيامد و گفت : شنيدم كه سفاح مىگفت : خليفهء بعد از من عمويم عبد اللّه است . عبد اللّه از كيد او آگاه شد و او را بكشت . اين محمد بن صول جد ابراهيم بن العباس الصولى كاتب است . آنگاه عبد اللّه بن على بيامد تا به نصيبين فرود آمد و در آنجا لشكرگاه زد و خندق كند . ابو مسلم نيز با سپاه خود بيامد . منصور به حسن بن قحطبه عامل خود در ارمينيه نيز نوشته
هامش
[ ( 1 ) ] المروزى . [ ( 2 ) ] حميد بن حكيم بن قحطبه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 284 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى