نيست ، معلوم مىشود خداى يگانه بر سرتاسر گيتى حاكم است .
در نتيجه ، امام عليه السّلام در اين دو روايت ، اشاره به دو برهان عقلى براى اثبات يگانگى خداوند نموده است ، يعنى « برهان تمانع » كه گاه از آن به « برهان وحدت و هماهنگى » تعبير مىكنند ، و ديگرى « برهان نظم » .
7 . تفسير علمى
گاهى در روايات تفسيرى كه از جانب امامان شيعه عليهم السّلام به دست ما رسيده ، اشاراتى به مباحث علمى دارد و مطالبى بيان كردهاند كه با علم امروز نيز مطابق است كه ، به دو نمونه از آن اشارت مىرود :
الف . على عليه السّلام در تفسير آيهء شريفهء
فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ
« 1 » مىفرمايد :
« لها ثلاث مائة و ستّون مشرقا و ثلاث مائة و ستون مغربا فيومها الّذى تشرق فيه ، لا تعود فيه الّا من قابل و يومها الذى تغرب فيه ، لا تعود فيه الّا من قابل » . « 2 »
در اين حديث على عليه السّلام ، مشارق و مغارب را كه در آيهء قرآن به صورت جمع آمده است ، چنين توجيه مىكند : براى مشرق 360 درجه و براى مغرب 360 درجه است كه اشاره به كرويت زمين است . زيرا دايره ، داراى 360 درجه است كه هر درجه ، مشرقى دارد كه مقابل آن در طرف ديگر زمين ، مغرب قرار گرفته است و اگر زمين مسطح بود اين بيان صحيح نبود .
و تا آن جا كه از نظر علمى و تاريخى تحقيق شده است پيش از امام على عليه السّلام اين سخن از كسى شنيده نشده است و پس از قرنها اروپائيان ، كرويت زمين را كشف كردند . « 3 »
ب . در روايتى ديگر ، امير المؤمنين على عليه السّلام در تفسير آيهء
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ
« 4 » مىفرمايد :
« هى خمسة انجم : زحل ، و المشترى و المريخ و الزهرة و عطارد ؛
« 5 » آنها پنج
هامش
( 1 ) معارج / 40 .
( 2 ) شيخ صدوق ، معانى الاخبار ، ص 221 .
( 3 ) ر . ك هدى جاسم ، المنهج الاثرى / 101 .
( 4 ) تكوير / 15 - 16 . دربارهء « لا » در « لا اقسم » اقوالى وجود دارد ؛ از جمله اين كه : لا وصليه است و معناى نفى نمىدهد به معناى اقسم مىباشد يا اين كه « لا » زائده است . و برخى نيز گفتهاند : « لا » نفى پندار مشركان است يعنى اين طور كه شما مىپنداريد و معاد را انكار مىكنيد ) نيست . « اقسم » سوگند مىخورم . برخى نيز به معناى نافيه گرفتهاند يعنى سوگند نمىخورم . زيرا نياز به سوگند نيست چرا كه با دليل عقلى و نقلى معاد ثابت است و نياز به سوگند نيست . ر . ك : مجمع البيان ، ج 10 / 596 .
( 5 ) مجمع البيان ، ج 1 / 677 .