و كل واحد ضد لسايرها لاستحالة اجتماع اثنين منها فى محل واحد ، كما كان الحرّ و البرد ضدّين لاستحالة اجتماعهما فى محل واحد ؟ قالوا : نعم .
قال : فهل لا اثبتّم بعدد كل لون صانعا قديما ليكون فاعل كل الضّد من هذه الالوان غير فاعل ضد الآخر ؟ قال : فسكتوا . « 1 »
حضرت براى ردّ و بطلان ديدگاه ثنويت ( دو خدايى ، خداى خير و خداى شرّ ) فرمود :
رنگهاى مختلف مانند سفيدى ، سياهى ، قرمز و . . . و نظير سرما و گرما همهء آنها ضد يكديگرند - و اجتماع ضدين هم محال است - و در محل واحد جمع نمىشوند . پس چرا دربارهء رنگها نمىگوييد كه هر يك صانع و خدايى قديم دارند ؟ گفتند : آرى ! حرف شما صحيح است ، حضرت فرمود : پس خير و شر نيز چنين است .
با پذيرش محال بودن اجتماع ضدين در محل واحد ، لازمهء آن اين نيست كه فاعل آن نيز جداى از هم باشند تا هر ضدى يك خدا داشته باشد و در نتيجه معتقد به ثنويت شويم .
ب . در تفسير آيهء
كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
« 2 » امام رضا عليه السّلام مىفرمايد :
« انّ اللّه لا يوصف به مكان يحلّ فيه فيحجب عنه فيه عباده و لكنه عزّ و جلّ يعنى انّهم عن ثواب ربّهم محجوبون » . « 3 »
اين كه خداوند مىفرمايد : كفار از پروردگارشان پوشيده شدهاند .
منظور پوشش مكانى نيست كه خداوند در مكانى است و پردهاى بين او و كفار خواهد بود ، زيرا خداوند مكان ندارد ، بلكه منظور اين است كه آنها از ثواب پروردگارشان محرومند .
امام عليه السّلام نظير اين مطلب در تفسير آيهء « جاء ربّك » نيز ، چنين بيان مىفرمايد :
« انّ اللّه لا يوصف بالمجىّ و الذهاب تعالى عن الانتقال » . « 4 »
منظور از « جاء ربّك » آمدن پروردگار نيست ، زيرا خداوند به رفتن و آمدنى كه به معناى انتقال است قابل وصف نيست .
هامش
( 1 ) نور الثقلين ، ج 1 / 698 .
( 2 ) مطففين / 15 .
( 3 ) شيخ صدوق ، معانى الاخبار / 13 .
( 4 ) همان .