و اگر به ندرت بحث علمى كنند ؛ گويند فلان ملا چنين گفته ، و فلانى چنان بحث با او دارد ، و ديگرى چنين حاشيه بنوشت « 82 » ، و بر هرزهء او چندين فزود ، تا به حدّى رسيد كه مدام مسائل فلسفه را در كتابهاى عربيّت مطالعه كنند ، و عربيّت را از نحو و صرف و اشتقاق و عروض در كتابهاى كلامى ، و منطق را در اكرات و مجسطى « 83 » . و مطلق تأمل نكنند در صحت و فساد مسائل ( 27 ب ) و تصديق به هيچ نداشته باشند ، و مدام تفاخر كنند كه فلانى را چه حدّ است كه بر ما سخن تمام تواند كرد ، و اگر همه بديهى اولى باشد كه ما چندين حواشى و معلّقات و قيود فلان كتاب خوانديم . و اگر كسى گويد كه فكر مسائل دينى بهتر باشد از اين نقلها كه فلان چنين گفت و ديگرى چنان . و اين نقل و قصّه بىتصديق به كار نيايد ؛ گويند كه فلانى اسم كتابها خوب مىداند ، و نام حكماء و متكلّمان از بر كرده ، و يك صفحه به دقّت نتواند ساخت ، و حاشيهها كه ما به سى سال و چهل سال مطالعه كردهايم ، و نحوها ، كه در « شرح مطالع » خواندهايم نديده است ، و پيش كسى تردّد نكرده ، و در مجالس قوّت منازعه و ياراى مراتب سخن نقل كردن ندارد . پس گاهى تحميق كنند ، و گاهى تكفير ، و خود به هيچ تصديق نداشته باشد « 84 » . ربّنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . به هر حال اگر برين سخن بپيچيم ، باشد كه از مطلب دور افتيم . و ببايد دانست كه فلاسفه را طريقى است در اثبات نبوت بر اصول و قواعد خود ، نه به طريق متكلمين . و اينكه ما گفتيم اگر اختيار بر مذهب متكلمين در واجب
شرح فصوص الحكمة — صفحة 79
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
ص٧٩
هامش
( 82 ) - م : نوشت .
( 83 ) - م « و » ندارد .
( 84 ) - در صناعيهء مير فندرسكى ، باب اندر قسم چهارم ازين دوازده پيشه ( ص 16 - 22 چاپ 1267 ) چنين درد دلهايى هست .