عبد اللّه گيلانى فاضل تحرير بغايت ستوده خصال بود . در اواخر عهد صفويه در اصفهان وفات يافته است » . در كتاب تاريخ احوال حزين « 1 » نيز بنام دو عبد اللّه برخورد مىكنيم كه يكى جدّ خود شيخ محمد على حزين است كه در ديباچه كتاب ، آنجا كه حزين نام و نسب خويش را ياد مىكند ، از او نام مىبرد و ديگرى در ص 189 اين كتاب است كه حزين در ضمن بيان سفر خود باصفهان مىگويد : « مجملا از طهران باصفهان آمدم ، و آن شهر معظم را با وجود بودن پادشاه بغايت خراب ديدم ، و از آن همه مردم و دوستان كمتر كسى باقى مانده بود و در آن وقت مولاى فاضل ملا محمد شفيع گيلانى كه پيش مذكور شد باصفهان آمده شيخ الاسلام بود و همان جا رحلت كرد ، و در آن شهر بود فاضل تحرير شيخ عبد اللّه گيلانى كه بغايت ستوده خصال و از دوستان من بود و چندى قبل از اين درگذشت » . با توجه به عبارات بالا اين شيخ عبد اللّه گيلانى دولت حزين و معاصر مولا شفيع گيلانى و وفات او قبل از تاريخ فوت حزين ( 1181 ه ق ) و حتى پيش از تاريخ نگارش كتاب او يعنى سال 1154 ه ق است . با قرائن موجود در رساله احتمال مىرود كه مؤلّف آن همين شيخ عبد اللّه گيلانى باشد زيرا آنچه مسلّم است زمان تأليف رساله پس از روزگار محقّق دوانى و صدر الدين محمّد ( دشتكى ) و سيد فخر الدين سماكى ( محقّق فخرى ) است براى اينكه مؤلّف در چند جاى رساله از اين سه دانشمند نام برده و حتّى در دنبال اسم سيّد فخر الدّين و محقّق دوانى جملهء ( طاب ثراه ) را ياد كرده است و با توجه به تاريخ درگذشت « 2 » اين دانشمندان و نيز تاريخ كتابت رساله كه « در 25 شعبان المعظّم 1244 ه ق اتمام تحرير يافته است ، چنين به نظر مىرسد كه مؤلف مىبايست در فاصلهء
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة مقدمه 84
مساهمون: مهدى محقق
صمقدمه ٨٤
هامش
( 1 ) - تاريخ احوال حزين ، تأليف شيخ محمد على حزين ، چاپ لندن 1831 م .
( 2 ) - تاريخ درگذشت دوانى را به اختلاف از 902 تا 928 ذكر كردهاند و وفات صدر الدين ، در صبح روز جمعه ، دوازدهم رمضان سال 920 بوده است . سماكى نيز از علماء اوائل قرن يازدهم و يا اواخر قرن دهم هجرى و استاد مير داماد ( م 1041 ه ق ) است . ( ريحانة الادب )