اشتراك لفظى وجود مبحث وجود و ماهيت در نزد قدما مثل مبحث « اصالت وحدت » « 1 » و « اصالت كثرت » « 2 » در نزد فلاسفهء جديد مغرب زمين بوده است ، زيرا اگر اصالت ماهيت درست باشد عالم متكثّر است ، يعنى مشتمل بر امور كثيره است كه با هم وجه اشتراكى ندارند ؛ و بر عكس اگر اصالت وجود درست باشد حقيقت عالم يك امر واحد مشتركى است و كثرت و تنوع ظاهر وهمى و غير حقيقى خواهد بود . به همين جهت است كه معتقدين باصالت ماهيت در صدر اين بحث موضوع اشتراك لفظى يا معنوى وجود را قرار دادهاند و خواستهاند ثابت كنند كه وجود مشترك لفظى است نه معنوى ، و اين ادعا مورد ايراد و حتى استهزاى مخالفان آنها واقع شده است . واضع اين اصل بقرار مشهور ابو الحسن اشعرى است ، و اگر كتابهاى علم كلام را از « مباحث المشرقيهء » امام فخر رازى گرفته تا « شرح مواقف » قاضى عضد ايجى و « شرح مقاصد » تفتازانى و « تجريد الكلام » خواجهء طوسى و شروح آن ، از قبيل « شوارق لاهيجى » و « شرح قوشچى » و « شرح علّامهء حلّى » و همچنين « شرح حكمة العين » و « اسفار ملا صدرا » تا برسد به « شرح منظومهء حاجى سبزوارى » نگاه كنيم مىبينيم همگى به همان روش امام فخر و مطابق نظرى كه او در ابتدا داده از يكديگر نقل ، و قول به اشتراك لفظى را به اشعرى نسبت داده و ردّ كردهاند ، بدون اينكه عين كلام او را نقل نمايند .
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 399
مساهمون: مهدى محقق
ص٣٩٩
هامش
( 1 ) -Monism
( 2 )Pluralism