تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
چرا سوالب كلى و مطلق عامى * نبد چو موجب كلى به عكس با فرمان ؟ به عكس موجب جزوى چو راه و سامان بود * به عكس سالب جزوى چرا نبد سامان ؟
اما موجب كلى چنين گوييم كه چون عكس كنى جزوى باز آيد ، كلى باز نيايد ، زيرا كه توان گفتن كه : هر چه مردم است حيوان است ، و نتوان گفتن كه : هر چه حيوان است مردم است ، زيرا كه اين سخن دروغ باشد . و چون در يك مادت منعكس نشود و راست باز نيايد ، حكم نشايد كردن كه او در جمله منعكس است ، زيرا كه قضيّهء منعكس آن بود كه در همه مواد عكس پذيرد ، و چون معلوم شد كه عكس وى كلى باز نيايد ، ما چنين گوييم كه عكس وى هميشه در همه مواد جزوى باز آيد . مثال وى چون گوييم : هر گه كه درست بود كه هر چه ( الف ) بود ب بود ، درست باشد كه بعضى از ب ( الف ) بود . و برهان اين معنى متقدمان منطقيان ، از اصحاب ظاهر ، به عكس سالب كلى كرده‌اند ، بنا بر آنكه سالب كلى عكس پذيرد ، و در همه مواد بازآيد . و اين نه چنين است . و درست گشته است كه سالب كلى منعكس نشود مگر در بعضى از مواد . و چون چنين برهان ، عكس موجب كلى به وى نشايد كردن ، بلكه طريق تحقيق آن است كه برهان وى بعرض كنيم ، و چنين گوييم كه : هر گاه كه درست بود و راست بود كه هر چه ( الف ) بود ب بود ، درست باشد و راست كه بعضى از ب ( الف ) بود . و برهان وى آنكه آن بعض از ( الف ) كه ب آن را فرض كنيم ، و نام وى ( د ) كنيم . پس ( د ) چيزى بود كه هم ب بود و هم او ( الف ) بود ، زيرا كه او را بعضى از ( الف ) فرض كرديم . پس ( د ) هم ب بود و هم ( الف ) ، بدين سبب يكى از بايان ( الف ) بود ، و آن ( د ) است . پس معلوم گشت كه هر گاه درست بود و راست بود كه هر چه ( الف ) بود ب بود ، درست و راست بود كه بعضى از ب ( الف ) بود . و اين بيان محقق است .
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 116 | مهدى محقق / توشى هيكو ايزوتسو