شرح قصيدهء اسرار الحكمة
ايا شنيده قياس و شناخته برهان * گرفته ياد مقالات منطق يونان
سؤال دارم چندى جواب بايد كرد * اگر غوامض منطق تو را شدست آسان
قياس را ز چه معنى نهادهاند اشكال ؟ * به شكل و صورت او را چه نسبت است و نشان ؟
آغاز شرح و جواب اين مسائل : نخست حدّ قياس گوييم و شرح آن نيز بود . حدّ قياس : قولى بود تأليف كرده كه در وى نهاده باشند چيزهايى كه چون آن چيزها را مسلّم كنى ، از ذات وى ، نه به عرض ، لازم آيد چيزى ديگر به ضرورت . شرح اين حد : گفتار ما « قولى تأليف كرده » جنس است مر قياس و غير او را از اقاويل ديگر كه نه قياس بودند ، و آنچه بعد از وى است همه فصول ذاتى است مر قياس را . و ببايد « 1 » دانستن كه گفتار ما « كه در او چيزها نهاده باشند » ما بدين « چيزها » قضيّتها خواهيم ، نه مقدّمات ، چه اگر مقدّمات خواهيم ، قياس را به نفس خود حدّ كرده باشيم ، زيرا كه معنى مقدمه آن بود كه او قضيّهاى بود كه او را جزو قياس كرده باشند . و اگر
هامش
( 1 ) - پيش از « و ببايد دانستن » عبارتهاى زير آمده كه چون زائد و تكرارى بود بدين جا نقل گرديد : و ببايد دانستن كه ما به « نهاد » وضع همه تسليم و حكم كردن خواهيم احتراز كردن از آنكه قياس را به نفس خود حد كردهاند .