وقف كردن و قطع جمله از جمله پيش يا اختيارى است براى استراحت قارى يا براى جدا كردن مطلبى است از مطلب ديگر كه هريك به خوبى معلوم گردد و مطالب از يكديگر جدا باشند ؛ يا اضطرارى است كه قارى نتواند جمله را به پايان رساند .
بيشتر علما برآنند كه وقف بر حركت جايز نيست مثلًا نبايد بگويد الْحَمدُلِلّهِ ، « بر كسرهها ساكت شود . » بلكه بايد لِلّهْ بگويد و ها را ساكن گرداند .
و بعض علماى قرائت وقف به حركت را جايز مىدانند و گويند : وقف بر حركت در قاعده غالب و در مقام تحسين كلام جايز نيست و گرنه در عربيّت غلط نيست ، اما وصل به سكون به هر حال جايز نيست .
اصل در وقف آنست كه حرف آخر كلمه را ساكن گردانند و گاه حاجت به تصرف ديگر نيز هست .
و نيز اصل در وقف آن است كه به هر چه نوشته است به همان وقف كنند و زياده و نقصان و تغيير و تبديل در آن روا ندانند . واجب است اين اصل را همه جا مراعات كنند مگر از يكى از قراء سبعه خلاف آن نقل شود ، مثلًا وقف بر كلمه توارة به هاء بايد كرد و توراه بايد گفت ، و هيچ قارى غير آن نخوانده . بعضى به سليقه شخصى نوشتن تورات را به تاء كشيده جايز مىپندارند كه صحيح نيست و تصور مىكنند تاء توراة جزء كلمه است و ما گوييم : دليل اين امور سماع و نقل است و از قراء وقف بر ت نقل نكردند .
همچنين هرجا كه تاء تانيث را به تاء كشيده نوشتهاند مانند رحمت و سنّت و مرضات و امثال آن كه مجموع بيست و پنج جا است در قرائت « عاصم » كه معروف است و امروز ما به قرائت او مىخوانيم ؛ رحمة و سنّة و مرضاة نبايد گفت ، و هرجا رحمة و سنة نوشته شده است به هاء وقف بايد كرد . به هر حال در قرائت تابع بايد بود و نظر شخصى را مدخليّت نبايد داد . از اول اسلام هركس
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: قادر فاضلى
ص٩١