معين فرمود كه مثلًا « ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ » اول باشد « اولئِكَ عَلى هُدَىً » پس از چند آيه ديگر تا آخر قرآن ؟ و چه كسى بعضى سورهها را طولانى قرار داد و بعضى را مختصر ؟ گوئيم : پيغمبر صلي الله عليه و سلم به امر خداى تعالى . زيرا كه نام سوره در عهد خود پيغمبر معروف بود ، و در خود قرآن آمده « فَأتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ » يعنى يك سوره مانند قرآن بياوريد ، يا « فَأتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ » پس ده سوره مانند قرآن بياوريد ، پس معلوم مىشود در زمان خود پيغمبر صلي الله عليه و سلم سورهها مرتب بود چون آن حضرت فرمود : اسامه سوره بقره مىداند ، مردم مىدانستند سوره بقره كدام است و مىفرمود : يس قلب قرآن است ، مىدانستند كدام سوره مقصود است و هكذا .
اگر گويى پس اينكه گويند قرآن را پس از رحلت پيغمبر جمع كردند مقصود چيست ؟ گوييم : مقصود آنست كه سورههاى جمع شده را در يك كتاب جمع كردند .
اگر گويى آيا ترتيب سورهها را كه دارد اول فاتحه و بعد از آن بقره و بعد غير آن باشد آن نيز به دستور كيست ؟ گوييم : نام فاتحة الكتاب دلالت بر آن دارد كه قرار دادن آن در اول قرآن به دستور پيغمبر صلي الله عليه و سلم است كه همه بر آن متّفقند ، و آغاز سوره بقره ذلك الكتاب الى آخر نيز به وضع مصنّفين تعريف كتاب است و بايد آن هم به امر رسول صلي الله عليه و سلم باشد ، امّا تقديم و تاخير ساير سوره را نمىدانيم و ندانستن آن هم ضرر ندارد . فرضاً اگر سوره نساء را مقدّم بر آل عمران نوشته بودند زيانى نبود .
اگر گويى حروف مقطّعه قرآن مانند الم و حم و كهيعص و غير آن را چه كسى اول سورهها قرار داد ، و چرا در آغاز بعض سورهها قرار دارد و در غير آن قرار ندارد ؟ گوييم : البته اين هم به دستور و امر پيغمبر صلي الله عليه و سلم و فرمان خداست ، زيرا كه اگر به سليقه مردم بود هركدام از مردم حروف مخصوص مثل يس و طه را در اول سوره قرار مىدادند غير سوره ديگر ، و همين علامت آن است كه تركيب
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: قادر فاضلى
ص٩٤