تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
تدريجاً نازل مىشد از زبان پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم استماع مىكردند و گاهى در پيشش خوانده به وى عرضه مىكردند . عده‌اى در قرائت ، مصدر تعليم و آموزش بودند ، و كسانى كه از ايشان اخذ مىكردند كيفيت قرائت خود را در شكل روايت به استاد خود اسناد مىدادند و غالباً به حفظ آنچه اخذ كرده بودند مىپرداختند . طبعاً وضع موجود نيز چنين حفظ و روايت را اقتضا مىكرد ، زيرا از يك طرف خطى كه آن روز براى كتابت دائر بود خط كوفى بود كه نقطه و اعراب نداشت و هر كلمه را با اشكال مختلف مىشد خواند . و از طرف ديگر عامه مردم بيسواد بودند و راهى جز حفظ و روايت براى ضبط كلام نداشتند و همين روش سنت متبعه شده براى اعصار آينده نيز به يادگار ماند .

طبقات قراء

نخستين طبقه از طبقات قراء همان صحابه را شمرده‌اند كه در زمان پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم به تعليم و تعلم آن اشتغال داشتند و جمعى از ايشان همه قرآن را جمع كرده بودند « 1 » و از آن جمله زنى است بنام ام ورقه دختر عبدالله بن حارث .

هامش
( 1 ) - مراد از جمع كردن قرآن كه در بعضى از آثار به چهار تن از انصار و در بعضى به پنج و در بعضى به شش و در بعضى به بيشتر نسبت داده شده تعلم و حفظ همه قرآن مىباشد نه تاليف و ترتيب سور و آيات آن . و گرنه هيچ موجبى براى دو فقره جمع و ترتيب مصحف كه در عهد خليفه اول و خليفه سوم باشد نبود . و همچنين آنچه در برخى از روايات وارد شده كه جاى هر يك از سور و آيات قرآن مجيد به دستور خود پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم معين و مشخص بود مطلبى است كه بقيه روايات عموما آن را تكذيب مىكند