تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
با اين‌حال كسانى كه آشنايى به زبان عربى دارند و در نظم و نثر اين زبان تتبعى كرده‌اند هرگز نمىتوانند ترديد كنند كه لهجه قرآن لهجه شيوا و شيرينى است كه درك انسان را از زيبايى خود مبهوت و زبان را از وصف آن الكن و زبون مىسازد . نه شعر است و نه نثر ، بلكه اسلوبى وراى هر دو كه جذبه و كششى ما فوق شعر و سلاست و روانى ما فوق نثر را دارد . آيه‌اى از قرآن يا جمله‌اى از آن در ميان خطبه‌اى از خطب بلغا و فصحاى گذشته يا از نويسندگان تواناى امروز كه يافت مىشود مانند چراغى است كه در شبستان تاريكى قرار گرفته و آن را تحت شعاع خود قرار مىدهد . ب : اعجاز از جهت معنى از راه جهات معنوى غير لفظى نيز اعجاز قرآن كماكان باقى است سازمان وسيع معارف اعتقادى و اخلاقى و قوانين عملى فردى و اجتماعى اسلام كه اصول و كليات آن در قرآن مجيد است تنظيم غيرقابل خدشه و تضاد و تناقض‌ناپذير آن از عهده بشر بيرون است و خاصه به دست كسى كه در شرائطى همانند شرائط زندگى پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم قرار گرفته باشد . ج : اعجاز از جهت عدم اختلاف در آن و هم نزول كتابى كه مانند قران يك نواخت و متشابه الاجزاء و در ظرف بيست و سه سال در زمينه اوضاع و شرايطى در كمال اختلاف در حال آسودگى و رفاهيت و سختى و ترس و ناامنى در حال جنگ و سلم در حال خلوت و تنهايى و ميان جماعت و ازدحام مردم ، در حال سفر و در حضر سوره سوره و آيه آيه بدون هيچگونه اختلاف نازل شود محال است . و خلاصه همه اوصافى كه قرآن پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم داشته همين قرآن دارد پس هيچگونه تغيير و تحريفى به قرآن مجيد راه نيافته است . د : گواهى خدا بر اعجاز قرآن