تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
الشهدا عليه السلام ، به كربلا باز نگشته‌اند . « 1 » ظاهراً اين نظريّه ، مبتنى بر آن چيزى است كه محدّث نورى در كتاب لؤلؤ و مرجان ، در اين باره آورده است . وى ضمن بيان دلايلى براى اثبات نظريّه خود ، مبنى بر باز نگشتن اهل بيت امام عليهم السلام به كربلا ، مىگويد : بر هر ناظرى در كتب مقاتل ، مخفى نيست كه بعد از ندامت ظاهرى رِجس پليد يزيد و عذر خواستن و مخيّر نمودنْ آل اللَّه را بين ماندن در شام و برگشتن به وطن اصلى ( مدينه طيّبه ) و اختيار كردن ايشان ، مراجعت را ، در اين كه به عزم مدينه از شام بيرون رفتند و از عراق و كربلا ، ذكرى در آن جا نبود و بنا به رفتن آن صوب نبود و راه شام به عراق ، از خودِ شام ، از راه حجازْ جدا مىشود و قدر مشتركى ندارند ، چنان كه از متردّدين شنيده شده و از اختلاف طول اين سه بَلَد با يكديگر معلوم مىشود . پس هر كه خواهد از شام به عراق رود ، از آن جا عازم و به خطّ عراق ، خواهد سير كرد و اگر اهل بيت [ امام عليه السلام ] از آن جا به اين عزم بيرون آمدند - چنان كه ظاهر عبارت لهوف است - ، بى اطّلاعِ آن خبيث و بى اذن او ، هرگز براى ايشان ، ميسّر نبوده و نشود و در آن مجالس ، ذكرى از اين عزم نشود . و ظاهر است كه در سير به عراق ، جز زيارت تربت مقدّسه ، مقصدى نداشتند و گمان نمىرود با آن خُبث شريره يزيد و پليدىِ فطرتش ، اگر اظهار مىكردند و اذن مىخواستند ، راضى شود و اذن دهد و مصارف سفر را دو چندان كند ، با آن دنائتِ طبع و بىحيايى كه دويست دينار دهد و بگويد : اين ، به عوضِ آنچه از شما رفته ! به هر حال ، اين استبعادى است كه بالمَرّه ، وثوق را از كلام آن راوىِ مجهول كه در لهوف از او نقل كرده - و البتّه يكى از اهل سِيَر و تواريخ است - ، مىبَرَد و چون منضم شود به آن ، شواهد مقدّمه ، اساس اين احتمال از اصل ، خراب خواهد شد و با اين حال ، اخبار جزمى روضه‌خوانان به وقوع اين واقعه به مجرّد كلام مذكور ، كاشف از نهايت جهل و تجرّى است و كاش به همان چند سطر لهوف يا مقتل ابى مِخنَف ، قناعت مىكردند و آن را مانند ريشه درخت در زمين شورزار قلب ويران نمىكاشتند . آن گاه اين همه شاخه و برگ از او نمىرويانيدند . پس از آن ، اين همه ميوه‌هاى گوناگونِ اكاذيب از آن نمىچيدند و از زبان حجّت بالغه خداوند ،
هامش
( 1 ) ر . ك : حماسه حسينى : ج 1 ص 30 .