بهترين عباپوش و رَدااندازم . من ، پسر بهترين كفشپوش و پابرهنهام . من ، پسر بهترين طواف و سعى كنندهام . من ، پسر بهترين حجگزار و لبّيكگويم .
من ، پسر كسى هستم كه [ در شب معراج ] بر بُراق « 1 » به آسمانْ بُرده شد . من ، پسر كسى هستم كه او را شبانه از مسجد الحرام تا مسجد الأقصى سير دادند - و پاك است آن كه سير داد - . من ، پسر كسى هستم كه جبرئيل ، او را تا سِدرةُ المنتهى ( آخرين درخت سِدر ، در آسمان هفتم ) بُرد . من ، پسر كسى هستم كه به پروردگارش نزديك و نزديكتر شد ، تا آن جا كه به اندازه فاصله دو سرِ كمان يا كمتر ، نزديك او شد .
من ، پسر كسى هستم كه با فرشتگان آسمان ، نماز خوانْد . من ، پسر كسى هستم كه خداوندِ جليل ، وحى را بر او فرود آورد . من ، پسر محمّد مصطفايم . من ، پسر على مرتضايم . من ، پسر كسى هستم كه بر بينىِ مردم زد تا بگويند : خدايى جز خداوند يگانه نيست . من ، پسر كسى هستم كه پيشِ روى پيامبر خدا ، با دو شمشير و دو نيزه جنگيد ، دو هجرت كرد و دو بيعت نمود ، به دو قبله نماز گزارد و در بدر و حُنَين جنگيد و به اندازه پلك زدنى هم به خدا كافر نشد . من ، پسر صالحِ مؤمنان ، وارث پيامبرانِ ، در هم كوبنده ملحدان ، آقاى مسلمانان ، نور مجاهدان ، زيور عابدان ، تاج سرِ گريه كنندگان ، شكيباترينِ شكيبايان و برترين قيامكننده آل ياسين و فرستاده پروردگار جهانيانم .
من ، پسر كسى هستم كه با جبرئيل ، تأييد و با ميكائيل ، يارى شده است . من ، پسر حمايتگر از حرم مسلمانان هستم ؛ همان قاتل پيمان شكنان ( ناكثين ) و ستمكاران ( قاسطين ) و بيرونرفتگان از دين ( مارِقين ) ، و جهاد كننده با دشمنان ناصبىاش ، و باافتخارترين فرد در ميان همه افراد قريش ، و نخستين مؤمنى كه دعوت خداوند به ايمان را پاسخ داد و پذيرفت ، و پيشتاز سابقهداران [ در اسلام ] ، و در هم كوبنده متجاوزان ، و هلاككننده مشركان ، و تيرى از تيرهاى خدا بر منافقان ، و زبان حكمت
هامش
( 1 ) مَركبى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در شب معراج ، بر آن ، سوار گرديد و به خاطر رنگ روشن و درخشندگى بسيار ، « براق » ناميده شده ، و گفته شده به خاطر سرعت زياد ، به برق تشبيه شده است ( النهاية : ج 1 ص 120 مادّه « برق » ) .