6 / 12 ايستادگى عبد اللَّه بن عفيف در برابر ابن زياد و به شهادت رسيدنش « 1 »
613 . تاريخ الطبرى - به نقل از حُمَيد بن مسلم - : هنگامى كه عبيد اللَّه به كاخ [ حكومتى ] آمد و مردم هم وارد شدند ، نداى نماز جماعت داده شد و مردم در مسجد اعظمِ كوفه ، گرد آمدند . ابن زياد ، از منبر بالا رفت و گفت : ستايش ، خدايى را كه حق و اهلش را چيره كرد و امير مؤمنان يزيد بن معاويه و حزبش را يارى داد و دروغگو پسر دروغگو ، حسين بن على و پيروانش را كُشت !
ابن زياد ، سخنش را به پايان نبرده بود كه عبد اللَّه بن عفيف ازدىِ غامدىِ والِبى بر او جَست . او از شيعيان على عليه السلام بود و چشم چپش را در جنگ جَمَل ، همراه على عليه السلام از دست داده بود و چون پيكار صفّين شد ، ضربهاى بر سرش و ضربهاى هم بر ابرويش زدند و آن چشمش هم نابينا شد . از اين رو ، از مسجد اعظمِ كوفه جدا نمىشد و تا شب ، در آن ، نماز مىخواند و سپس به خانه باز مىگشت .
عبد اللَّه ، هنگامى كه سخن ابن زياد را شنيد ، گفت : اى ابن مرجانه ! دروغگو پسر دروغگو ، تو و پدرت هستيد و نيز كسى است كه به تو حكومت داد و پدرش . اى ابن مرجانه ! آيا پسرانِ پيامبران را مىكشيد و سخن صدّيقان را بر زبان مىآوريد ؟ !
ابن زياد گفت : او را برايم بياوريد .
هامش
( 1 ) اين واقعه ، در مسجد و پس از برخوردى كه ابن زياد با خانواده امام حسين عليه السلام در قصر حكومتى داشت ، اتّفاق افتاده است .