6 / 4 سخنرانى زينب عليها السلام در ميان كوفيان
602 . الأمالى ، مفيد - به نقل از حَذلَم بن ستير - : زينب دختر على عليه السلام را ديدم و زن باحيايى سخنورتر از او نديدهام ، و گويى از زبان [ پدرش ] امير مؤمنان عليه السلام سخن مىگفت .
او در آغاز به مردم اشاره كرد كه : « ساكت شويد » .
نَفَسها در سينهها حبس شدند و آواها فرو خفتند . زينب عليها السلام گفت : « ستايش ، خدا راست و بر پدرم پيامبر خدا ، درود ! امّا بعد ، اى كوفيان و اى دغلكاران بىوفا ! اشكتان ، هرگز خشك مباد ! و نالهتان هيچگاه فروخفته مباد ! مَثَل شما ، « مَثَل زنى است كه رشته تابيده [ به دست خويش ] را پس از محكم كردن ، از هم مىگسست . سوگندهايتان را دستاويز فريب يكديگر قرار مىدهيد » « 1 » .
هان ! آيا جز لافْزنانِ گزافهگو و سينههاى كينهجو ميان شما هست ؟ به گاهِ ديدار ، نرم ، و در برابر دشمن ، ناتوان ، و شكننده پيمان و تباه كننده تعهّديد . چه بد چيزى براى خود ، پيش فرستادهايد كه موجب خشم خدا بر شما و عذاب هميشگى مىشود !
گريه مىكنيد ؟ ! آرى به خدا سوگند ، بايد فراوان بگِرييد و كم بخنديد ، كه به ننگ و عار آن رسيدهايد و هرگز از آلودگى آن ، پاكيزه نخواهيد شد . نگين مُهر پيامبرى و سَرور جوانان بهشتى ، پناهگاه نيكوكارانتان و جانپناه پيشامدهايتان و نشانه روشن راهتان و نردبان پيروزىتان را تنها گذاشتيد و او را كشتيد .
چه بد بارى را بر دوش مىكشيد ! سرنگون و نگونسار باشيد ، كه تلاشتان ناكام و دستانتان خالى ماند و بازى را باختيد و در خشم خدا ، خانه كرديد و مُهر خوارى و درماندگى بر پيشانىتان زده شد !
هامش
( 1 ) سوره نحل : آيه 92 .