باد صبا بر آنها مىوزد » .
به خدا سوگند كه زينب ، دوست و دشمن را گريانْد . « 1 »
599 . الملهوف - در يادكرد كشته شدن امام حسين عليه السلام و خاندانش - : زنان را از خيمهها بيرون كردند و خيمهها را به آتش كشيدند . زنان ، سرْبرهنه و بى چادر و پابرهنه و گريان ، بيرون دويدند و به سانِ اسيران در بند و خوار ، راه مىرفتند و مىگفتند : شما را به خدا ، ما را بر قتلگاه حسين ، عبور دهيد !
و هنگامى كه نگاه زنان به كشتگان افتاد ، صيحه كشيدند و بر صورت خود زدند .
راوى مىگويد : به خدا سوگند ، زينب ، دختر على را فراموش نمىكنم كه بر حسين عليه السلام ناله مىزد و با آوايى اندوهناك و دلى غمين مىگفت : « وا محمّدا ! فرمانرواى آسمان ، بر تو درود بفرستد ! اين ، حسين است كه به صحرا افتاده و در خونْ خفته و دست و پا بُريده است . واى [ بر منِ مصيبتزده ] كه دخترانت اسيرند ! به خدا شِكوه مىبرم و نيز به محمّدِ مصطفى و علىِ مرتضى و فاطمه زهرا و حمزه سيّد الشهدا .
وا محمّدا ! اين ، حسين است كه در صحرا افتاده و باد صبا بر او مىوزد ؛ كُشته شده به دست حرامزادگان ! واى از غم و رنج تو ، اى ابا عبد اللَّه ! امروز ، جدّم پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در گذشت . اى ياران محمّد ! اينان ، فرزندان محمّدِ مصطفايند كه آنان را به سان اسيران مىرانند » .
و در برخى نقلها [ آمده است كه گفت ] : « وا محمّدا ! دخترانت اسير گشتهاند ، فرزندانت قطعه قطعه شدهاند و باد صبا بر آنان مىوزد . اين ، حسينِ سر بُريده از
هامش
( 1 )
نَظَرتُ إلى تِلكَ النِّسوَةِ لَمّا مَرَرنَ بِحُسَينٍ عليه السلام وأهلِهِ ووَلَدِهِ ، صِحنَ ولَطَمنَ وُجوهَهُنَّ . . . .
قالَ : فَما نَسيتُ مِنَ الأَشياءِ ، لا أنسَ قَولَ زَينَبَ ابنَةِ فاطِمَةَ حينَ مَرَّت بِأَخيهَا الحُسَينِ عليه السلام صَريعاً ، وهِيَ تَقولُ : يا مُحَمَّداه ، يا مُحَمَّداه ، صَلّى عَلَيكَ مَلائِكَةُ السَّماءِ ، هذَا الحُسَينُ بِالعَراءِ ، مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ ، مُقَطَّعُ الأَعضاءِ ، يا مُحَمَّداه ، وبَناتُكَ سَبايا ، وذُرِّيَّتُكَ مُقَتَّلَةٌ تَسفي عَلَيهَا الصَّبا .
قالَ : فَأَبكَت وَاللَّهِ كُلَّ عَدُوٍّ وصَديقٍ 601
( تاريخ الطبرى : ج 5 ص 456 ، أنساب الأشراف : ج 3 ص 411 ) .