فصل دوم : نشانههاى شهادت امام عليه السلام
2 / 1 رؤياى امّ سلمه
501 . سنن الترمذى - به نقل از سَلمى - : نزد امّ سلمى ( امّ سلمه ) رفتم ، در حالى كه مىگريست . گفتم : چرا مىگريى ؟
گفت : پيامبر خدا را در خواب ديدم كه بر سر و رويش غبار نشسته بود . پرسيدم : اى پيامبر خدا ! چرا اين گونهاى ؟ فرمود : « اندكى پيش ، شاهد كشته شدن حسين بودم » . « 1 »
502 . مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : سَلماى مدنى مىگويد : پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله شيشهاى به امّ سلمه داده بود كه خاك صحراى طَف ( كربلا ) در آن بود . به او فرموده بود : « هر گاه اين خاك ، [ همرنگ ] خون تازه شد ، هنگام كشته شدن حسين است » .
[ شبى ] فريادى از اتاق امّ سلمه بلند شد و من ، نخستين كسى بودم كه پيش او رفتم . به او گفتم : چرا ناراحتى ، اى مادر مؤمنان ؟
گفت : پيامبر خدا را در خواب ديدم كه بر سرش خاك نشسته است . گفتم : چرا اين
هامش
( 1 )
دَخَلتُ عَلى امِّ سَلمى وهِيَ تَبكي ، فَقُلتُ : مَا يُبكيكِ ؟ قالَت : رَأَيتُ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله - تَعني فِي المَنامِ - وعَلى رَأسِهِ ولِحيَتِهِ التُّرابُ .
فَقُلتُ : مالَكَ يا رَسولَ اللَّهِ ؟ قالَ : « شَهِدتُ قَتلَ الحُسَينِ آنِفاً » 504
( سنن الترمذى : ج 5 ص 657 ح 3771 ، المستدرك على الصحيحين : ج 4 ص 20 ح 6764 ) .