گونهاى ؟ فرمود : « مردم بر پسرم هجوم بردند و او را كشتند . هماكنون ، شاهد شهادتش بودم » . من لرزيدم و بيدار شدم و چون به سوى شيشه رفتم ، ديدم كه خون از آن مىجوشد .
سلمى مىگويد : من نيز آن را ديدم كه پيش رويش گذاشته است . « 1 »
2 / 2 خون شدن تربت
503 . الخرائج و الجرائح - در يادكرد معجزات امام حسين عليه السلام - : هنگامى كه امام حسين عليه السلام آهنگ عراق كرد ، امّ سلمه به او گفت : به سوى عراق نرو ؛ چرا كه شنيدم پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مىفرمايد : « پسرم حسين ، در زمين عراق ، كشته مىشود » و تربتى نزد من است كه آن را در شيشهاى ، به من سپرده است .
امام حسين عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند ، من همين گونه كشته مىشوم و اگر به عراق هم نروم ، باز مرا مىكشند . اگر دوست دارى ، آرامگاهم و جايگاه يارانم را نشانت بدهم » .
سپس دست بر صورت او كشيد و خداوند ، چشمانش را چنان وسعت داد كه [ امام عليه السلام ] همه آن جاها را به او نشان داد . [ امام عليه السلام ] تربتى برداشت و از آن تربت نيز در شيشهاى ديگر ، به او داد و فرمود : « هنگامى كه از هر دو [ شيشه ] ، خون ريخت ، بدان كه من كشته شدهام » .
هامش
( 1 )
إنَّ سَلمَى المَدَنِيَّةَ ، قالَت : دَفَعَ رَسولُ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله إلى امِّ سَلَمَةَ قارورَةً فيها رَملٌ مِنَ الطَّفِّ ، وقالَ لَها : إذا تَحَوَّلَ هذا دَماً عَبيطاً فَعِندَ ذلِكَ يُقتَلُ الحُسَينُ .
قالَت سَلمى : فَارتَفَعَت واعِيَةٌ مِن حُجرَةِ امِّ سَلَمَةَ ، فَكُنتُ أوَّلَ مَن أتاها ، فَقُلتُ لَها : ما دَهاكِ يا امَّ المُؤمِنينَ ؟ قالَت : رَأَيتُ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله فِي المَنامِ وَالتُّرابُ عَلى رَأسِهِ ، فَقُلتُ : ما لَكَ ؟
قالَ : « وَثَبَ النّاسُ عَلَى ابني فَقَتَلوهُ ، وقَد شَهِدتُهُ قَتيلًا السّاعَةَ » .
فَاقشَعَرَّ جِلدي ، وَانتَبَهتُ وقُمتُ إلَى القارورَةِ ، فَوَجَدتُها تَفورُ دَماً ، قالَت سَلمى : ورَأَيتُها مَوضوعَةً بَينَ يَدَيها 505
( مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج 2 ص 96 ؛ بحار الأنوار : ج 45 ص 232 ح 3 ) .